درمان های خانگی برای از بین بردن شپش سر

درمان های خانگی برای از بین بردن شپش سر


گرچه شپش ها بر روی رختخواب زنده نمی مانند، اما بهتر است ملحفه های افرادی که موهایشان شپش زده است را مرتبا بشویید.


شپش موی سر

شما می توانید داروهای ضد شپش را با نسخه پزشک دریافت کنید.

این داروها، شپش های زنده را می کشند، اما تاثیری بر تخم آنها ندارند.

دستورالعمل این داروها را به دقت بخوانید تا بدانید، چه مدت باید دارو روی موهایتان باشد و چگونه باید موهایتان را بشویید.

بعد از آن که این دارو را به موهایتان زدید، 1 تا 2 روز موها را نشویید.

درمان بعدی، 9 تا 10 روز بعد از درمان اولی داده می شود.

اگر با این درمان ها بهبود نیافتید، به نزد پزشک روید تا داروی قوی تری برای شما تجویز کند.

 

شپش را از خانه دور کنید

گرچه شپش ها بر روی رختخواب زنده نمی مانند، اما بهتر است ملحفه های افرادی که موهایشان شپش زده است را مرتبا بشویید.

فردی که مورد هجوم شپش قرار گرفته، لباسی که دو روز پوشیده را باید با آب داغ بشوید.

اگر کودک دلبندتان با یک اسباب بازی خاص به خواب می رود، آن اسباب بازی را به مدت 20 دقیقه در خشک کن داغ قرار دهید. با این کار هر حشره ای از بین خواهد رفت.

علاوه بر درمان موضعی شپش سر، شانه زدن نیز بسیار مهم است. دندانه های شانه باعث بیرون کشیدن شپش ها و تخم آنها می شود

درمان های خانگی برای از بین بردن شپش سر

برخی والدین، مایونز را برای درمان شپش سر مفید می دانند، در حالی که سرکه و یا روغن درخت چای از بهترین مواد طبیعی برای درمان شپش سر می باشند.

در طول شب، سس مایونز را با استفاده از کلاه بر سر خود بگذارید. این سس شپش ها را از بین می برد.

از آنجایی که سرکه باعث رفع چسبندگی می گردد، می توانید تخم شپش ها را که به موی سر چسبیده اند با آن از بین ببرید.

در حالی که هیچ مدرک علمی برای این درمان های خانگی وجود ندارد، پزشکان اطفال معتقدند که این محصولات برای کودک ضرر ندارند. اما می گویند در درمان اولیه شپش، بهتر است از این درمان های خانگی استفاده نکنید.

 

راه‌های رهایی از شپش سر

موهای خود را به خوبی شانه زنید

علاوه بر درمان موضعی شپش سر، شانه زدن نیز بسیار مهم است.

دندانه های شانه باعث بیرون کشیدن شپش ها و تخم آنها می شود.

اما شانه زدن، دقت و حوصله زیادی می خواهد تا شپش ها را از مو جدا کنیم.

اگر شما این کار را به درستی انجام دهید، ممکن است دیگر به شامپوی مخصوص برای از بین بردن شپش نیازی نداشته باشید.

به هر حال، بهتر است بعد از درمان با این شامپوها، موهای خود را شانه بزنید تا از هر حشره ای در امان مانید.

 

شپش سر در مدرسه

کودکی که دچار شپش سر شده است، تا درمان کامل نباید به مدرسه برود.

بعد از درمان، تخم های شپش مرده ممکن است در سر کودک باقی بماند و باید آنها را از سر کودک برداشت.

 

محافظت در برابر شپش سر

احتمال این که کودک شما هم دچار شپش سر شود، کم نیست.

هنگامی که کودکان موقع بازی سرهایشان را به می زنند و یا از کش و گیره های موی یکدیگر استفاده می کنند، باعث می شوند که موهایشان شپش بزند (از فرد آلوده منتقل شود).

هر روز مو و پوست سر کودکتان را بررسی کنید.

درمان به موقع، باعث جلوگیری از انتشار شپش به بقیه افراد خانواده می شود.

 

اوقات فراغت و بچه ها

 آيا به اوقات فراغت کودکان و نوجوانان انديشيده ايد؟

آيا به اوقات فراغت کودکان و نوجوانان انديشيده ايد؟
آيا به اوقات فراغت کودکان و نوجوانان انديشيده ايد؟

نويسنده: صابر محمدي*

 
 
مقدمه :  با فرا رسيدن تابستان، فرزندان ما پس ازپشت سرگذاشتن يک سال تحصيلي توام با تلاش، درپي آنند که اززمان فراغت تابستاني خود بيش ترين بهره را ببرند. پدران ،مادران ومسئولان تعليم وتربيت نيزبا دغد غه چگونگي گذراندن اوقات فراغت کودکان ونوجوانان بدنبال برنامه ريزي صحيح دراين زمينه هستند.اوقات فراغت پديده اي است که ازيک سومناسب ترين بستربراي رشد وشکوفايي استعدادهاي گوناگون وابعاد مختلف وجود نوجوانان و جوانان به شمارمي آيد وازسويي ديگرمي تواند زمينه سازبسياري ازمشکلات اجتماعي وبزه کاريهاي فردي واجتما عي باشد. بنابراين اگربا آگاهي ودانش با آن روبه رونشويم وبرنامه اي سنجيده ومنظم براي رويارويي با آن نداشته باشيم ،دچارصدمات وضررهاي جبران ناپذيري خواهيم شد.امروزه بيشتروقت جوانان ،به ويژه درفصل تابستان به اوقات فراغت اختصاص مي يابد.طبق استانداردهاي بين المللي ،تعداد روزهاي فراغت کشورهاي ديگردرسال، 80 روزواين رقم در کشور ما 10روز بيشتر،90روزاست.اما بررسيهاي انجام گرفته نشان مي دهد که تنها 61 درصد جوانان ايراني اوقات فراغت خود را کافي مي دانند. با گسترش دامنه اوقات فراغت بايد دستگاهها ونهادهاي متولي براي گذران مناسب اين ايام به فکر برنامه ريزي مناسب براي کودکان وجوانان ونوجوانان باشند.با توجه به اهميت اوقات فراغت درزندگي فرزندانمان وضرورت برنامه ريزي دراين زمينه بسيارحائزاهميت مي باشد.

مفهوم اوقات فراغت

آلن بيرودربحث ازاوقات فراغت ومعناي آن مي نويسيد:فراغت از leislrمصدرقديمي مبدل شده به اسم مصدرواز ريشه لاتيني licerبه معناي مجازي شدن گرفته شده است. اوقات فراغت فقط زمان آزاد شده ازبارکارنيست،بلکه فعاليتي غيراجباري است.درفرهنگ عميد نيزدرباره تعريف ومعناي اوقات فراغت چنين آمده است: فراغت در فارسي به معني آسودگي وآسايش وآسودگي ازکاروشغل است.درهمه تعاريف برعنصرآزادي واختيارفرد درانتخاب نوع فعاليت درزمان فراغت ونيزلذت بخش وارضا کننده بودن فعاليت تاکيد شده است.دريک جمع بندي کلي از مباحث فوق مي توانيم اوقات فراعت را زماني بدانيم که شخص دراختيارخودش است ومي تواند به کاردلخواه خود بپردازد.

اوقات فراغت وتامين نيازها

گذران اوقات فراغت نيازهايي را درپي دارد که به اختصاربدان اشاره مي شود
1- نيا ز به استراحت ورفع خستگي:انسان ها همه نيازبه استراحت ورفع خستگي دارند.پيوستگي درانجام کارها و نبود زمان کافي براي استراحت وفراغت موجب نزول کيفيت کارونيزپرخاشگري فرد فعال مي گردد.ولي بايد به کودکان ونوجوانان آموخت که زمان استراحت زمان بطالت نيست.بلکه زماني است که فرد به تمرکزاعصاب مي پردازدوحاصل آن افزايش بازده است.بدن وذهن آدمي پس ازمدتي کار ،خود به خود نيازمند استراحت است وبطور طبيعي بدان مي پردازد.پس اوقات فراغت مي تواند چنين نيازي را رفع کند.
2- نيا ز به تفريح: پس ازانجام کاردرطي ايامي خاص ،آدمي نياز داردتا اوقاتي را صرف تفريح کند.نقل مي کنند که حضرت علي (علیه السلام) درروزهاي جمعه به بيرون ازشهرمدينه وبه قصد تفريح مي رفتند.پس الگوهاي ديني جايگاهي براي تفريحات درزندگاني پربارخود درنظرگرفته بودند.گاه درايام فراغت به سفرنيزمي توان رفت وپيامبر(صلی الله علیه و آۀه و سلم) فرموده اند: سافروا تصحوا. مسافرت کنيد تا سلامت بمانيد.حتي سفرهاي کوتاه به بيرون شهردرروزهاي جمعه وخوردن ناهاردرکناررودخانه وسبزه زارمي تواند تفريحي دل انگيزمحسوب شود.به هرحال بايد ترتيبي اتخاذ نمود که درايام سال کودکان ونوجوانان ازتفريحات سالم برخورداربشوند.درمراکزمشاوره يکي ازمشکلاتي که خانم ها وکودکان و نوجوانان مطرح مي کنند اين است که پدربا داشتن امکانات مالي ازبردن آنها به سفروتفريح امتناع مي کند.بايد دانست که تفريحات موجب انبساط خاطروسلامت رواني مي گردد.
3- سرگرمي و ايجاد تنوع: نيازديگري که دراوقات فراغت رفع مي شود ،نيازکودکان ونوجوانان به سرگرمي وتنوع داشتن است.بخشي ازدرگيريهاي درون منزل که ميان کودکان رخ مي دهد به اين دليل است که آنها بيکارند و وسيله اي براي سرگرمي ندارند.لذا يکي براي ديگري ادا درمي آورد واونيزدرعوض وي را مي زند.اما وقتي هردو داراي سرگرمي خاص باشند ،فرصت کمتري براي ايجاد مزاحمت ودرگيري با يکديگردارند.مسئله تنوع نيزامري مهم است وزندگي بدون تنوع خسته کننده مي باشد .پس تنوع درگذراندن اوقات فراغت باعث ايجاد تنوع درزندگي مي گردد وتنوع مانع پديد آيي افسردگي است.آنچه افسرده ها ازآن گله مند هستند ،نداشتن تنوع درزندگي ويکنواخت شدن آن است .پس با راهنمايي فرزندان به انجام فعاليتهاي متنوع ، زمينه علافه مندي آنان به زندگاني را فراهم آوريم.
4- شکوفايي استعدادهاي شخصي: هريک ازفرزندان ما داراي استعداهايي است .درتعريف استعداد گفته اند که آن توانايي بالقوه اي است که اگردرمحيط مساعدتري قراربگيرد، به شکوفايي مي انجامد.فردي که استعدادهايش به نحو مطلوبي به شکوفايي رسيده باشد به تعبيرمازلو)maslow( به خود شکوفايي دست يافته است.يکي اززمينه هايي که موجب رشد استعدادها را فراهم مي آورد پرداختن به فعاليتهايي است که فرزند دراوقات فراغت انجام مي دهد. از جمله راههايي که مي توان ازطريق آنها مبادرت به شناخت استعدادهاي کودکان ونوجوانان نمود ملاحظه کردن کارهايي است که آنان، با علاقه انجام مي دهند ونيزبه تکرارآن مي پردازند.پس درلحظه هايي که کودکان ونوجوانان خود مايلند به فعاليتي روي آورند ،بهترمي توان به شناخت استعدادها وعلايق آنان پي بردوتمهيدات و امکانات لازم را براي رشد وبالندگي استعدادهايشان فراهم کرد.
5- شکوفايي فردي و اجتماعي: گذران اوقات فراغت بايد به نحوي باشد که زمينه هاي لازم را براي شکوفايي فردي واجتماعي را فراهم آورد.زيرا شکوفا کردن استعداد ها ازاهم وظايف تعليم وتربيت است. وانسان بالنده در تفکرمازلوفردي است که به خود شکوفايي رسيده باشد ويکي ازعواملي که به خود شکوفايي فرد کمک مي کند ،به تعبيرآلن بيرو،گذران اوقات فراغت است.در حين گذران اوقات فراغت که فعاليتي آزاد واختياري است به فرد به دلخواه خود به فعاليتي مي پردازد که استعداد انجام آن را دارد وبه آن فعاليت علاقه مند نيزمي باشد.هرگاه آدمي به فعاليتي بپردازد که هم استعداد آن را دارد وهم بدان علاقه مند است ،قطعا به شکوفايي دربعدفردي مي رسد.
شکوفايي دربعد اجتماعي نيزآن گاه محقق مي گردد که فرد درکنارجمعي به فعاليت مي پردازد وازطريق فراگيري مهارتهاي اجتماعي)social skills(ومهارتهاي زندگي )life skills(به رشد وبالندگي بيشتري دست يابد.
علاوه بر اين با قرارگرفتن درجمع انسانهايي که توان رهبري جمعي را دارند شناخته مي شود وبا به دست گرفتن رهبري جمع ،استعدادهاي رهبري وي به شکوفايي مي رسد وعلاوه برآن استعدادهايي دراورشد مي کند که لازمه آن حضوردراجتماع است ، مانند رشد استعداد کلامي.نتيجه آنکه حاصل گذران اوقات فراغت دست يافتن به شکوفايي فردي وجمعي است.
6- اوقات فراغت و بهداشت رواني: حسن گذران اوقات فراغت تضمين کننده ، سلامت وبهداشت رواني انسان است.اشتغال مستمروبدون وقفه فکري وعملي موجب خستگي جسمي وذهني مي گردد.به گونه اي که فرد به تدريج نشاط وسرزندگي خود را ازد ست مي دهد.درواقع فشارهاي ناشي ازاشتغال ممتد ذهني وجسمي(به خصوص ذهني)نه تنها ممکن است با ازدست رفتن نشاط وتعادل حياتي فرد همراه باشد ،بلکه درمواقعي عا مل مهمي براي بروزبسياري ازاختلالات رواني،همچون نوروزها،افسردگي ها ونارساييهاي جسمي،به ويژه ازنوع بيماريهاي روان تني (سايکوسوماتيک)محسوب مي شود.دراين شرايط برخورداري ازيک برنامه جامع وپيش بيني فرصتي آزاد وفارغ ازکارموظف وبهره بري ازآن ،اولين ومهمترين گام در پيش گيري ازآسيب هاي ذهني وحفظ بهداشت رواني است.
فقدان حداقلي ازاوقات فراغت درزندگي روزمره ،ولوساعتي يا کمترازآن ،باعث افزايش اضطراب يا فشاررواني شده ،زمينه اختلال درقواي حسي وادراکي را فراهم مي آورد وفرد درتفکرمولد وخلاق با مشکل جدي مواجه مي گردد.به طورمسلم،همان طوري که ذکرشد فشارذهني ورواني ناشي ازفعاليتها ومشغله هاي مستمروبي وقفه نه تنها موجب اختلال دربهداشت رواني فرد مي شود بلکه قدرت فراگيري ،ادراک مطالب ونگاه داري ذهني را به حداقل مي رساند. لذا ضروري است که اولياء ومربيان ضمن توجيه کودکان ونوجوانان نسبت به اهميت،ارزش ونقش حياتي اوقات فراغت درچگونگي حسن گذران فرصت هاي آزاد ،آنها را ياري دهند. ازاين رهگذرانتظار مي رود فرصت استفاده مطلوب وبرنامه ريزي شده ازاوقات فراغت به آن دسته ازدانش آموزاني که به عللي دربعضي ازدروس تجديد شده اند نيزداده شود.چه بسا بهره مندي شايسته ازاوقات خوشايند فراغت مانع خستگي ذهني وفشاررواني دا نش آموزان شده ،با فراهم کردن نشاط وسرزندگي که ازشاخصه هاي بهداشت رواني است ، قدرت يادگيري ونگاه داري ذهني در آن ها افزايش مي يابد .بدون شک دربعضي ازموانع علت تجديدي دانش آموزان را بايد دروجود بي نظمي وبي برنامه گي دررفتارتحصيلي آنها جست. به نظرما مسئله فراغت کودکان ،نوجوانان وحتي جوانان ازاهم مسائل قابل بحث درتربيت است.ازيک سو مي تواند عامل رشد وسعادت کودکان به حساب آيد وازسوي ديگرموجب بدبختي فساد وانحطاط آنها، عامل رشد وسعادت است درآن گاه که والدين ومربيان بتوانند به نحوي شايسته درآن برنامه ريزي کنند وازاوقات فراغت اين نسل نيکواستفاده نمايند. طبعا عامل بد بختي وفساد است درآن هنگام که آنان به پناه خود رها شوند ودرخانه ومدرسه عامل سرگرمي واشتغالي برايشان نبا شد. اين مسئله دامن گير همه خانواده ها و همه گروه ها و موسساتي است که به نحوي با کودکان و نوجوانان و جوانان سروکاردارند. به منظورتحقق نيازهاي ايام فراغت ، پيشنهادهاي زيرعرضه مي گردد تا راهنماي عمل برنامه ريزان اجتماعي وخانواده ها واقع شود.
تاسيس فرهنگسرا ها وورزشگاه ها ي متعدد وتشکيل انواع گروه هاي اجتماعي، تفريحي ، ورزشي،هنري وادبي،چنين اقدامي پيامدهايي ازجمله موارد زيررا به دنبال دارد:
1- نظم ومحتوا به اوقات فراغت بخشيده مي شود.
2-ايجاد روابط گروهي وفراهم نمودن محيط تعامل اجتماعي ،وجود هنجارها و دستورالعمل هاي اجتماعي،وعرضه کنترل اجتماعي نظارت شده گروه براعضاء سبب مي شود که اوقات فراغت به وقت اشتغال ، وبي برنامگي به ايفاي نقش درگروه تبديل گردد.
3- ايفاي نقش درگروههاي اجتماعي ، تفريحي وورزشي سبب بروزاستعدادهاي هنري،ادبي،و...مي شود.

ايجاد تنوع درامکانات عرضه شده

افزايش قدرت انتخاب افراد هردوجنس براي نحوه گذراندن اوقات فراغت به گونه اي که هرنوع سليقه وعلاقه اي را تحت پوشش قراردهد ،باعث رشد شخصيت وتکامل فکروانديشه افراد مي شود.

آگاهي دادن به مردم درباره مفهوم وکارکرد اوقات فراغت

تغييرنگرش مردم دراين جهت که اوقات فراغت صرفا استراحت کردن وبدون فعاليت کردن نيست.پيامد چنين نگرشي گاهي به مرزگريزازواقعيات زندگي نيزکشيده مي شود.
حال آنکه اگرتعطيلات را بخشي ازفرآيند تربيت بدانيم ازاين فرصت بايد به صورت برنامه ريزي شده استفاده نمائيم. دراين زمينه کميته هاي فرهنگي ،هنري وهمه مراکزي که به نحوي درپرکردن اوقات فراغت دانش آموزان دست اندرکارند بايد به شناسايي استعدادها وعلائق آنها پرداخته ،براي به حداکثررساندن استفاده ازاين ايام برنامه ريزي کنند. به ويژه که بسياري از اين دانش آموزان همراه با پايان سال تحصيلي با مشکل گذراندن اوقات فراغت مواجه مي شوند ؛زيرا هيچ برنامه خاص ومشخصي براي اين ايام ندارند.

رهنمود هاي عملي براي والدين

برنامه ريزي والدين براي اين ايام بايدبا مشورت ونظرخود فرزندان صورت بگيرد نه فقط با اعمال نظروالدين،زيرا درغيراين صورت مهمترين مشخصه مفهوم اوقات فراغت نبود الزام کمرنگ مي شود ودرنتيجه کارکردهاي مطرح شده جايگاه خود را ازدست مي دهند.آنچه دراين زمينه اهميت دارد ،توجه دادن والدين با اين امر است که آنها بايد همواره نقش راهنما داشته ،فرزندان را با توجه به علائق شان درجهت رشد وپرورش استعدادهايشان ياري کنند. ازآنجا که بسياري ازخانواده ها ،توان استفاده ازامکانات عرضه شده ،همچون کلاسها و اردوهاي مختلف تفريحي وآموزشي را ندارند ،راهکارهاي زيرمي تواند بهره وري فرزندان آنان را ازاين ايام تا حدودي افزايش دهد.
1- امکا ن معاشرت فرزندانتان را با دوستان قابل اعتماد، آنها فراهم سازيد.براي اطمينان بيشترتوصيه مي شود به نحوي با خانواده آنها ارتباطي هرچند اندک برقرارنماييد.
2-کتابهاي متناسب با علائق آنان تهيه کنيد.
3-امکا ن استفاده ازکتابخانه را براي آنان فراهم نماييد.
4- وقت بيشتري را به فرزندانتان اختصاص دهيد تا درنتيجه ارتباط متقابل ،شناخت متقابل شما ازهمديگرتوسعه يابد.
5-بخشي ازکارهاي منزل را بنا به انتخاب فرزندان به آنها واگذار نمايد. شما اي مادرعزيزمي توانيد برنامه هاي مفيد وسازنده براي فرزندانتان تدارک ببينيد .شما مي توانيد درامورخانه از آنها کمک بگيريد،شما مي توانيد آنها را درانجام امورمنزل شرکت دهيد، بچه ها همه به کارکردن علاقه مند هستنداما نمي خواهند کاربراي آنها الزام واجبارداشته باشد،نمي خواهند که کاربراي آنها تکليف باشد.کسي که هرشب نشسته و يک ديکته نوشته که فردا صبح به معلم تحويل دهد ديگرحاضرنيست اکنون که مدرسه تعطيل شده است يک کارموظف انجام دهد.شما کاررا به عنوان پاداش يک کارخوب به آن رجوع کنيد.
6- امکانات تهيه کارهاي دستي ارزان قيمت را درمنزل فراهم کنيد وخود نيزراهنمايي آنان را عهده دارشويد. بطورقطع شما نيز راهکارهاي خلاقانه ديگري را مي توانيد به اين فهرست اضافه نمايد.
*(کارشناس علوم تربيتي)
منبع:روزنامه رسالت

حشرات جاسوس

 
حشرات جاسوس
 

نويسنده:عباس خارباف

سامانه ي هاي نوين، جادوي مهندسي هوافضا در قرن 21

يک مگس مدام در گوش شما وز وز مي کند! با هيچ افشانه ي حشره کشي حريفش نمي شويد! هوشمندانه از ضربات مگس نيز مي گريزد! پس شايد يک مگس معمولي نباشد! يک مگس جاسوس...! در اين بخش از سامانه هاي نوين، جادوي مهندسي هوافضا در قرن 21، به معرفي و بررسي حشرات جاسوس پرداخته شده است. حتماً مطالعه کنيد.

1- مقدمه

گمان کنيد کشوري براي جنگ به يک سرزمني ناشناخته رفته و نبرد در حال آغاز است. سربازان و نيروي زميني کشور مقابل براي شکل دهي آفندي همه جانبه آماده شده و در سه کيلومتري حريف مستقر مي شوند. در حالي که نمي دانند هر جنبش آنها به وسيله ي حشرات روباتيکي که به دوربين هاي کوچک آراسته شده و بر فراز آن سرزمين پرواز مي کنند، ديده مي شود. اين مگس هاي روباتيکي کوچک (ريزپرنده ها) که ريزرسانگرهاي هوايي نيز ناميده مي شوند، بالاي سر نيروهاي زميني پرواز خواهند کرد.
وزارت دفاع آمريکا ميليون ها دلار براي گسترش اين ريزرسانگرها هزينه کرده است. اين حشرات جاسوص بهترين و کامل ترين ابزار براي پاسداري جان سربازان در مأموريت هاي شناسايي هستند. امروزه گردآوري داده هاي شناسايي هنگام نبرد و با مستقر کردن سربازان و هواپيماها بسيار پرخطر است و در عين حال تصويرگيري ماهواره اي به صورت فوري قابل دسترس براي سربازان نيست.
آژانس طرح هاي پژوهشي پيشرفته دفاعي بر روي گروه هاي پژوهشي گوناگوني براي گسترش و پيشرفت ريزرسانگر هاي هوايي که طول، عرض و ارتفاع آنها بيش از 15 سانتي متر نيست، سرمايه گذاري کرده است. اين هواپيماهاي کوچک ازکوچک ترين هواپيماهاي بدون سرنشيني که تا به امروز ساخته شده اند نيز کوچک تر خواهند بود.دسته اي از اين ريزرسانگرها طراحي شده اند تا پرواز و جنبش هاي حشرات (مگس ها، زنبورها و سنجاقک ها) را تقليد کنند.

2- آموزش پرواز

نکته هاي زيادي براي پرواز و هوانوردي از مگس ها مي توان آموخت که با استفاده از هيچ هواپيماي بال ثابتي قابل آموختن نيست. سال هاي گذشته در باره ي مکانيزم و ساختار پرواز حشرات، شناخت زيادي نبود در حالي که آنها کهن ترين هوانوردان جهان هستند. حتي برخي اوقالت به اين حشرات جست هاي جنگي طبيعت نيز مي گويند. شايد شما در باره ي اينکه چگونه زنبورهاي عسل بر طبق قوانين آيروديناميک پرواز نمي کنند، چيزهايي شنيده باشيد. اين به آن دليل است که اصول پرواز يک حشره بسيار متفاوت از اصول پرواز يک هواپيماي بال ثصابت است. مهندسان مي گويند براساس قراردادهاي آيرودينامکي که بر هواپيماهاي بال ثابت صدق مي کند، پرواز زنبورهاي عسل ناممکن است! پس اصول و قوانين ديگري بايد موجود باشد.
طرح ريزحشره ي پروازگر مکانيکي در باره ي گسترش روبات هاي کوچک پروازي است که اصول پرواز حشرات را به کار م گيرند. طرح ريزحشره ي پروازگر مکانيکي، يک حشره ي روباتکي را که عرضش 10 تا 25 ميلي متر است و دو بال آويخته را براي پرواز به کار مي گيرد، پيشنهاد مي کند. هدف طرح، آفرينش يک روبات کوچک پروازگر است تا همانند مگس پرواز کند.
سه اصل زير چگونگي ايجاد نيروي برا و ماندن حشره را در هوا روشن مي کند:
واماندگي تأخيري: حشره بال خود را در يک زوايه ي حمله ي زياد به جلو مي زند، از ميان هوا در يک زاويه ي پرشيب تر نسبت به هواپيماهاي عادي هوا را برش مي دهد. در چنين زاويه ي پرشيب هواپيما دچار واماندگي شده، نيروي برا از بين مي رود و نيروي پسا (نيروي بازدانده) روي بال افزايش مي يابد. بال يک حشره يک گردابه ي لبه ي حمله توليد مي کند که روي سطح بال مي نشيند تا نيروي برا توليد شود.
انتشار جريان چرخشي: در پايان حرکت بال حشره به عقل مي چرخد که يک چرخش به عقب ايجاد کرده و حشره را به باالا مي راند (توليد برا).
گرفتن جريان حلقوي بال: هنگامي که بال در ميان هوا جنبش مي کند، گردابه هايي پس آن توليد مي شود. وقتي که حشره بال خود را مي چرخاند، به سوي جريان هاي حلقوي خودي تغيير سمت مي دهد و انرژي کافي کسب مي کند تا خود را در بالا نگه دارد.
پژوهشگران مي گويند که اگر بتوان از اين ساختار بهره برداري کرد براي ساخت يک روبات کوچک پرنده بسيار مفيد خواهد بود، ولي نمي توان اين روبات ها را براساس اصول موجود طرح کرد و ساخت؛ يک بازنگري کلي نياز است.

3- روباگ ها براي پرواز آماده مي شوند

دست کم دو طرح در آژانس طرح هاي پژوهشي پيشرفت دفاعي در حال گسترش است که از اصول پرواز حشرات الهامي مي گيرد. يکي از آنها بر کلي است و ديگري انتوموپتر!

انتوموپتر

در ژولاي سال 2000 ميلادي، اداره ي ثبت نوآوري ها آمريکا امتيازي به مؤسسه ي پژوهشي جرجياتک، به خاطر اختراع انتوموپتر اهدا کرد. اين اختراع حشره ي الکتورمکانيکي چندوجهي نيز ناميده مي شد. انتوموپتر براي عمليات ممکنِ داخلي طراحي شده است و با جنبش بال هايش و توليد برا، حشرات را تقليد خواهد کرد. پژوهشگران در حال مطالعه هستند تا بتوانند انتوموپتر را براي پرواز در راهروها، کانال هاي سامانه هاي تهويه و خزيدن از زير درها آماده کنند.

بخش هاي پايه اي انتوموپتر

بدنه: همانند يک هواپيماي بزرگ است؛ در آن منبع نيرو و مخزن سوخت اصلي جاسازي شده است؛ تمامي بخش هاي ديگر انتوموپتر به بدنه مي خورند.
بال ها: انتوموپتر دو بال دارد که در يک آرايش فضايي شبيه به x قرار گرفته اند؛ از يک غشاي نازک ساخته شده اند؛ رگه هاي سيخ ولي خمش پذيري در محل پيوند به بدنه به آنها پيوسته شده است تا خمشي را که براي توليد نيروي برا نياز است به آنها بدهد.
ماهيچه ها ي شيميايي رفت و برگشتي: يک موتور فشرده ي نااحتراقي به بال ها پيوند خورده تا جنبش بال هاي را فراهم کند.

حسگرها: حسگرهايي براي نگاه کردن جلو، عقب و کناره ها.

دوربين: نمونه ي آرمايشي داراي دوربين نبود ولي گونه ي نهايي توانايي حمل يک دوربين يا يک حسگر بويايي را خواهد داشت. اين حسگرها بوها را تشخيص خواهد داد و انتوموپتر به سوي منشأ بو رانش خواهد کرد.
و...
انتوموپتر از يک واکنش شيميايي نيرو مي گيرد. سوخت به بدنه تزريق مي شود که يک واکنش شيميايي را رد پي داشته و گازي پخش شده و فشار گاز پيستون را در بدنه به حرکت در مي آرود. اين پيستون که به بال ها پيوند خورده، آنها را حرکت مي دهد. طول بال انتوموپتر کنوني 25 سانتي متر است. ولي پژوهشگران اميدوارند آن را کوچک تر سازند.

4- ريزحشره ي پروازگر مکانکي

برکلي، طرحي براي گسترش حشره ي روباتيکي در اندازه ي مگس هاي خانگي است که براي آن 2/5 ميليون دلار هزينه شده است.

ريزحشره ي پروازگر در طرح برکلي

پژوهشگران براي ساختن ريزحشره هاي پروازگر مکانيکي، آزمايش هايي را براي ياديگري چگونگي پرواز مگس ها انجام داده اند. يکي از اين آزمايش شامل ساختن يک جفت بال روباتيکي 25 سانتي متري است که روبوفلاي نام دارد. شش موتورـ سه موتور براي هر بال ـ بال ها را به بالا و پايين، عقب و جلو و در يک حرکت دايره اي مي رانند. حسگرهايي روي بال ها پيوند خورده که نيروي وارده را اندازه گيري مي کنند. براي کنترل پرواز اين روبوفلاي ها از ژيروسکوپ ها، حسگرهاي نوري نيز بهره گرفته خواهد شد.

5- مگس هاي کارا

به علت هزينه هاي زياد گسترش حشرات روباتيکي پروازگر، ارتش آمريکا دوست دارد براي نخستين بار اين حشرات را در مأموريت هاي جاسوسي به کار بگيرد. آژانس طرح هاي پژوهشي پيشرفت دفاعي در روياي يک مگس جاسوس است که در مأموريت هاي شناسايي به کار گرفته شده و با سربازان نيروي زميني کنترل شود. اين رسانگر پروازي کوچک افزون بر آن که عکسي هايي از جا به جايي نيروها خواهد فرستاد، براي يافتن جنگ افزارهاي زيستي، شيميايي و هسته اي به کار گرفته خواهد شد. افزون بر آن يک حشره ي روباتيکي، توانايي فرود بر روي رسانگرهاي دشمن و جاسازي يک برچسب الکتريکي روي آنها خواهد داشت تا به راحتي نشانه گيري شوند.
ارتش خواهان ريررسانگرهاي هوايي است که بردي در حدود 10 کيلومتر داشته باشند، در روز يا شب بتوانند پرواز کنند، در حدود يک ساعت روي هوا پرواز کنند. يک ريزرسانگر هوايي مطلوب بايد سرعتي در حدود 20 مير بر ثانيه داشته باشد و از پايگاه هاي زميني کنترل شود. اين حشرات روباتيکي را مي توان در مأموريت هاي مريخ نيز به کار برد. دانشمندان و پژوهشگران اميدوراند ريزپرنده هايي بسازند که در مأموريت هاي اکتشافات فضايي به کار گرفته شودند. براي اين مأموريت هاي انتوموپترها پيشنهاد شده اند.

منابع:

1-"Micro Air Vehicles-Toward aMew Dimension in Flight" , internet online, Availavle from:www.darpa.mill
2- "US Berkeley Robotics and intelligent Machines Labratory", internet online, Availavle from:rovot-ics.eecs.berkely.edu
3- Micromechamical Flying Insect (MFI) project:", internet online, Availavle from: robotics.eecs.berke-ley.edu
4- Robofly, Solves Mystery of Inset Flight, internet online, Availavle from: robotics.eecs.berkeley.edu

اعجاز علمی قرآن کریم - خلقت مگس

 

 آیه:

یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَّا یَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ( سوره حج آیه ۷۳ )

ترجمه :

اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهید کسانى را که جز خدا مى‏خوانید هرگز [حتى] مگسى نمى‏آفرینند هر چند براى [آفریدن] آن اجتماع کنند و اگر آن مگس چیزى از آنان برباید نمى‏توانند آن را بازپس گیرند هم این طلب کنندگان ناتوانند و هم آن مطلوب.

توضیح کلمات اصلی:

ذُبَاب: مگس: ( آذرنوش، ص213 )؛ این اسم بر حشرات بالدار نیز اطلاق می شود: ( معجم الوسیط، ص308)؛   لَوِ اجْتَمَعُوا: چنانچه اجتماع نمایند؛         

یَسْلُبْهُمُ: بستاند از آن ها؛

لَّا یَسْتَنقِذُوهُ: نمى‏توانند آن را باز پس گیرند؛ نمى‏توانند [ از چنگ او ] رهایش کنند : ( معجم الوسیط، ص945)؛  

الطَّالِبُ: اسم فاعل: طلب کننده الْمَطْلُوبُ: اسم مفعول : طلب شده  

بیان اعجاز:

در این آیه خداوند در مقام مثل، برای تحقیر خدایان مشرکان و عمل آنها و ترسیم ناتوانی خدایان دروغین می­فرماید که خدایان دروغین مشرکان به اندازه ای ناتوانند که نمی توانند مگسی را بیافرینند و اگر مگسی چیزی از آنها بگیرد قدرت پس گرفتن آن را ندارند. این نوع مثلها مایه ناراحتی مشرکان عصر رسالت می­گردید و می­گفتند هدف از این مثالها چیست؟   برای بی­ارزش جلوه دادن بتها وخدایان چوبی و فلزی هیچ مثلی بلیغ تر و گویا تر از از این گونه تمثیل ها نمی­تواند باشد، این موجودات ریز (پشه، مگس، عنکبوت) در عرف مردم نمونه روشنی برای حقارت و پستی است اما همین موجودات ریز دارای ساختمان شگفت انگیزی می باشند. حال این سؤال به ذهن می رسد که مگس دارای چه ساختمان فیزیولوژی است که اگر چیزی را برباید کسی قادر به باز پس گیری آن نیست؟ آیا این آیه حاوی بیان مطلبی علمی است که در عصر پیامبر اکرم (ص) از آن بی اطلاع بوده اند؟ آیا ممکن است آیه به قدرت دید وسیع مگسها یا سیستم مغزی آنها اشاره داشته باشد، به طوری که در مواجهه با موانع واکنش نشان دهند؟ امروزه می دانیم که مگس ها از بزاق خود برای مایع کردن مواد جامد استفاده می کنند تا بتوانند از طریق خرطوم خود آن را بمکند. برخی مدعی اند که به مجرد اینکه مگس طعامی را برباید به سرعت مقدار زیادی از این لعاب بر روی آن ترشح می کند و بلافاصله آن را به ماده ای دیگر تبدیل می نماید (1). پس هرگاه مگس از ما چیزی برباید (در واقع خون یا گَردة غذا) و بخواهیم آنچه را ربوده باز پس ستانیم نمی توانیم. در صورت صحت ادعای مزبور این آیة شریفة از موارد اعجاز علمی قرآن کریم محسوب می­شود.        اما اگر این فرض را در نظر بگیریم که به علت کوچکی و بسیار ناچیز بودن شیء ربوده شده توسط مگس، ما نمی­توانیم آن را باز پس گیریم، در این صورت اعجاز نخواهد بود چرا که این مطلب برای بشر آن زمان نیز مشهود بوده است. نکتة قابل توجه آن است که همه این فرضیات زمانی مطرح است که در مسألة ربودن شیئ توسط مگس مخاطب "کافران" باشند و نه بت ها چرا که اگر منظور از مرجع ضمیر "هم" و کلمة "طالب"، بتها باشد بدیهی است که آن ها به خودی خود توانایی باز پس گیری چیزی را ندارند. پس در این صورت  طرح مسألة اعجاز در این آیة شریفه منتفی است.  

سؤالات علمی که در این زمینه جهت تحقیقات بیشتر قابل طرح است :

۱-منظور از״ خلق״ در آیه تلفیق سلول نر و ماده است؟ یا بوجود آوردن سلول جنسی است؟

۲-آیا لقاح مصنوعی دادن موجودات در شرایط آزمایشگاهی نوعی از خلق کردن است؟

۳-تولید مثل مگسان چگونه است؟ آیا تاکنون لقاح مصنوعی در مورد مگس صورت گرفته است؟

۴-آیا منظور از دزدیدن می تواند چسبیدن مواد و طعام به اندام های حرکتی مگس باشد؟

۵-آیا به واسطه پرواز سریع نمی توان چیزی را از مگس گرفت؟

۶-آیا به دلیل جسم کوچک مگس است که نمی توان موادی را که ربوده پس گرفت؟ ۷- آیا برداشتن مگس از طعام بت ها به دلیل ساختار و پرزهایی است که در بدن آنان وجود دارد؟

۸-آیا عدم توانایی باز پس گیری اشیاء به خاطر تغییر ساختار غذای خورده شده بوسیله مگس است و یا دلیل دیگری مانند کوچک بودن مقدار ماده دارد؟

۹-در واقع حتی اگر آنها انسان یا حیوان را خدا می دانسته اند، چرا آنها هم قادر به باز پس گیری شیء مورد نظر خود از مگس نیستند؟

۱۰-آیا بزاق دهان باعث برگرفتن مواد بوسیله مگس می شود؟ اگر این موضوع صحت دارد، چه موادی در بزاق مگس وجود دارد که این ویژگی را به آن می دهد؟


آیه: 73 یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَّا یَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ

سوره: الحج آیه: 73 ای مردم ، مثلی زده شد بدان گوش دهید کسانی که آنها را به جای الله به ، خدایی می خوانید ، اگر همه گرد آیند مگسی را نخواهند آفرید ، و اگر مگسی چیزی از آنها برباید باز ستاندنش را نتوانند طالب و مطلوب هر دوناتوانند معبودانى ضعیفتر از یک مگس !

در این آیات - به تناسب بحثهائى که قبلا پیرامون توحید و شرک بود - باز سخن از مشرکان و برنامه هاى غلط آنها مى گوید: و از آنجا که یکى از روشنترین دلائل بطلان شرک و بت پرستى این است که هیچگونه دلیل عقلى و نقلى بر جواز این عمل دلالت نمى کند، در آیه نخست مى فرماید: ((آنها غیر از خدا چیزهائى را مى پرستند که هیچگونه دلیلى خداوند براى آن نازل نکرده است )) (و یعبدون من دون الله ما لم ینزل به سلطانا). در واقع این ابطال اعتقاد بت پرستان است که معتقد بودند خدا اجازه بت پرستى را به آنها داده ، و این بتها شفیعان درگاه او مى باشند. سپس اضافه مى کند: ((آنها معبودهائى را مى پرستند که علم و دانشى به حقانیت آنها ندارند)) (و ما لیس لهم به علم ). یعنى نه از طریق دستور الهى ، و نه از طریق دلیل عقل هیچ حجت و برهانى براى کار خود مطلقا ندارند. بدیهى است کسى که در اعتقاد و اعمال خود متکى به دلیل روشنى نیست ، ستمگر است ، هم به خویش ستم کرده ، و هم به دیگران ، و به هنگام گرفتار شدن در چنگال مجازات الهى هیچکس قدرت دفاع از او ندارد، لذا در پایان آیه مى گوید: ((براى ستمکاران یاور و راهنمائى نیست )) (و ما للظالمین من نصیر). بعضى از مفسران گفته اند که ((نصیر)) در اینجا به معنى دلیل و برهان است ، چرا که یارى کننده حقیقى همان مى باشد. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از ((نصیر))، راهنما است و مکملى است براى بحث گذشته یعنى نه حجت الهى دارند، نه دلیل عقلى که خود به آن رسیده باشند، و نه رهبر و راهنما و استادى که آنها را در این مسیر یارى کند، چرا که آنها ستمگرند و در برابر حق تسلیم نیستند. این تفسیرهاى سه گانه با هم منافاتى ندارند هر چند تفسیر اول روشنتر به نظر مى رسد. سپس به عکس العمل بت پرستان در برابر آیات خدا، و شدت لجاجت و تعصب آنها در یک جمله کوتاه اشاره کرده مى گوید: ((و هنگامى که آیات روشن ما که بهره گیرى از آن براى هر صاحب عقلى آسان است بر آنها خوانده مى شود، در چهره کافران آثار انکار را به خوبى مشاهده مى کنى )) (و اذا تتلى علیهم آیاتنا بینات تعرف فى وجوه الذین کفروا المنکر). در حقیقت هنگام شنیدن این آیات بینات ، تضادى در میان منطق زنده قرآن و تعصبات جاهلانه آنها پیدا مى شود، و چون حاضر به تسلیم در برابر حق نیستند، بى اختیار آثار آن در چهره هاشان به صورت علامت انکار نقش ‍ مى بندد. نه تنها اثر انکار و ناراحتى در چهره شان نمایان مى شود،بلکه بر اثر شدت تعصب و لجاج نزدیک است برخیزند و با مشتهاى گره کرده خود به کسانى که آیات ما را بر آنها مى خوانند حمله کنند))! (یکادون یسطون بالذین یتلون علیهم آیاتنا). ((یسطون )) از ماده ((سطوت )) به معنى بلند کردن دست و حمله کردن به طرف مقابل است ، و در اصل - به گفته راغب در مفردات - به معنى بلند شدن اسب ، بر سر پاها و بلند کردن دستها است ، سپس به معنى بالا اطلاق شده . در حالى که انسان اگر منطقى فکر کند هر گاه سخن خلافى بشنود، نه چهره در هم مى کشد و نه پاسخ آن را با مشت گره کرده مى دهد، بلکه با بیان منطقى آن را رد مى کند، این عکس العملهاى نادرست کافران ، خود دلیل روشنى است بر اینکه آنها تابع هیچ دلیل و منطقى نیستند، تنها جهل و عصبیت بر وجودشان حاکم است . قابل توجه اینکه جمله یکادون یسطون با توجه به اینکه از دو فعل مضارع تشکیل شده دلیل بر استمرار ((حالت حمله و پرخاشگرى )) در وجود آنها است که گاه شرائط ایجاب مى کرد عملا آن را ظاهر کنند، و گاه که شرائط اجازه نمى داد، حالت آمادگى حمله در آنها پیدا مى شد و به تعبیر ما به خود مى پیچیدند که چرا قادر بر حمله و ضرب نیستند. قرآن در برابر این بى منطقان به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور مى دهد: ((به آنها بگو: آیا مى خواهید من شما را به بدتر از این خبر دهم ؟! بدتر از این همان آتش سوزنده دوزخ است ))! (قل افانبئکم بشر من ذلکم النار). یعنى اگر به زعم شما این آیات بینات الهى شر است ، چون با افکار منحرف و نادرستتان هماهنگ نیست ، من ، بدتر از این را به شما معرفى مى کنم ، که همان مجازات دردناک الهى است که در برابر این لجاج و عناد سرانجام دامانتان را خواهد گرفت . ((همان آتش سوزانى که خداوند به کافران وعده داده )) (وعدها الله الذین کفروا). ((و دوزخ آتش سوزانش بدترین جایگاه است )) (و بئس المصیر). در حقیقت در برابر این آتش مزاجان پرخاشگر که شعله هاى عصبیت و لجاج ، همواره در درونشان افروخته است ، پاسخى جز آتش دوزخ نیست ! چرا که همیشه مجازات الهى تناسب نزدیکى با چگونگى گناه و عصیان دارد. در آیه بعد ترسیم جالب و گویائى از وضع بتها و معبودهاى ساختگى ، و ضعف و ناتوانى آنها، بیان مى کند، و بطلان اعتقاد مشرکان را به روشنترین وجهى آشکار مى سازد. روى سخن را به عموم مردم کرده ، مى گوید: اى مردم در اینجا مثلى زده شده است گوش به آن فرا دهید (و دقیقا به آن بیندیشید) (یا ایها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ). ((کسانى را که شما غیر از خدا مى خوانید هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند هر چند براى این کار اجتماع کنند و دست به دست یکدیگر بدهند)) (ان الذین تدعون من دون الله لن یخلقوا ذبابا و لو اجتمعوا له ). همه بتها و همه معبودهاى آنها و حتى همه دانشمندان و متفکران و مخترعان بشر اگر دست به دست هم بدهند قادر بر آفرینش مگسى نیستند. بنابراین چگونه مى خواهید شما اینها را همردیف پروردگار بزرگى قرار دهید که آفریننده آسمانها و زمین و هزاران هزار نوع موجود زنده در دریاها و صحراها و جنگلها و اعماق زمین است ، خداوندى که حیات و زندگى را در اشکال مختلف و چهره هاى بدیع و متنوع قرار داده که هر یک از آنها انسان را به اعجاب و تحسین وا مى دارد، آن معبودهاى ضعیف کجا و این خالق قادر و حکیم کجا؟ سپس اضافه مى کند نه تنها قادر نیستند مگسى بیافرینند بلکه از مقابله با یک مگس نیز عاجزند چرا که اگر مگس چیزى از آنها را برباید نمى توانند آن را باز پس گیرند))!. (و ان یسلبهم الذباب شیئا لا یستنقذوه منه ). موجودى به این ضعیفى و ناتوانى که حتى در مبارزه با یک مگس شکست مى خورد چه جاى این دارد که او را حاکم بر سرنوشت خویش بدانند و حلال مشکلات . آرى ((هم این طلب کنندگان و عابدان ضعیف و ناتوانند و هم آن مطلوبان و معبودان )) (ضعف الطالب و المطلوب ). در روایات مى خوانیم : بت پرستان قریش ، بتهائى را که در اطراف کعبه گرد - آورى کرده بودند آنها را با مشک و عنبر و گاه با زعفران یا عسل مى آلودند و اطراف آنها نداى لبیک اللهم لبیک ، لبیک لا شریک لک ، الا شریک هو لک تملکه و ما ملک ! که بیانگر شرک و بت پرستى آنها و تحریف لبیک موحدان بود سر در مى دادند، و این موجودات پست و بى ارزش را شریک خدا مى پنداشتند، ولى مگسها مى آمدند و بر آنها مى نشستند و آن عسل و زعفران و مشک و عنبر را مى ربودند و آنها قدرت بر باز پس گرفتن آن نداشتند! قرآن مجید همین صحنه را عنوان قرار داده و براى بیان ضعف و ناتوانى بتها و سستى منطق مشرکان از آن بهره گیرى مى کند، مى گوید شما خوب نگاه کنید ببینید معبودهایتان چگونه زیر دست و پاى مگسها قرار گرفته اند و قادر به کمترین دفاع از خود نیستند؟! این چه معبودهاى بى عرضه و بى ارزشى هستند که شما حل مشکلات خود را از آنها مى خواهید؟!. در اینکه منظور از ((طالب )) و ((مطلوب )) چیست ؟ حق همان است که در بالا گفتیم : ((طالب )) عبادت کنندگان بتها هستند و ((مطلوب )) خود بتها که هر دو ضعیف هستند و ناتوان . بعضى از مفسران نیز احتمال داده اند که ((طالب )) اشاره به مگس است ، و مطلوب اشاره به بتها (زیرا مگسها به سراغ بتها مى روند تا از مواد غذائى روى آنها بهره گیرند). بعضى دیگر ((طالب )) را بتها دانسته اند و ((مطلوب )) را مگس (زیرا به فرض ‍ که بتها به فکر آفرینش مگس ضعیفى بیفتند قادر نخواهند بود) ولى تفسیر اول صحیحتر به نظر مى رسد. قرآن بعد از بیان مثال زنده فوق ، نتیجه گیرى مى کند که ((آنها خدا را آن گونه که باید بشناسند نشناختند)) (ما قدروا الله حق قدره ). بقدرى در معرفت و شناسائى خدا، ضعیف و ناتوانند که خداوند با آن عظمت را تا سر حد این معبودهاى ضعیف و بى مقدار تنزل دادند، و آنها را شریک او شمردند، که اگر کمترین معرفتى درباره خدا داشتند بر این مقایسه خود مى خندیدند. و در پایان آیه مى فرماید: ((خداوند قوى و عزیز است )) (ان الله لقوى عزیز). نه همچون بتها که قادر بر آفرینش موجود کوچکى نیستند و حتى قدرت دفاع از خویش در برابر مگسى ندارند، او بر همه چیز قادر و توانا است و هیچکس را قدرت مقابله با او نیست . مثالى روشن براى بیان ضعفها گر چه جمعى از مفسران عقیده دارند که قرآن در آیات فوق ، سخن از مثل به میان آورده ، اما خود مثل را صریحا بیان نکرده است بلکه اشاره به موارد دیگر قرآن نموده ، و یا اصلا مثل در اینجا به معنى اثبات و تبیین مطلب یا چیز عجیب است ، نه به معنى معروفش . ولى بدون شک ، این نظر نادرستى است ، چرا که قرآن در آیات فوق ، مصداق این مثالى را که دعوت عمومى براى اندیشه در آن کرده است بیان نموده این مثال همان مگس است از نظر آفرینش و از نظر ربودن ذرات غذائى !. این مثال گر چه در برابر مشرکان عرب ذکر شده ، ولى با توجه به اینکه مخاطب همه مردم جهانند (یا ایها الناس ) اختصاصى به بتهاى سنگى و چوبى ندارد، بلکه تمام معبودهائى را که جز خدا مى پرستند در این مثال شرکت داده شده اند، اعم از فرعونها و نمرودها و بتهاى شخصیتهاى کاذب و قدرتهاى پوشالى و مانند آن . آنها نیز بر این مثال منطبق هستند، آنها هم اگر دست به دست هم بدهند و تمام لشگر و عسکرشان را جمع و جور کنند و اندیشمندان و فرزانگانشان را دعوت کنند قادر به خلق مگسى نیستند، و حتى اگر مگسى ذره اى از سفره آنها بر گیرد توانائى به باز گرداندن آن ندارند. پاسخ به یک سؤ ال ممکن است در اینجا گفته شود که انسان امروز با نیروى علم و دانش خود توانسته است اختراعاتى کند که به مراتب از یک مگس برتر و بالاتر است . وسائل نقلیه سریع السیر و بادپیمائى ساخته که در یک چشم بر هم زدن مسافت زیادى را طى مى کند. مغزهاى الکترونیکى دقیقى را اختراع کرده که پیچیده ترین معادلات ریاضى را در یک لحظه حل مى نماید، آیا این گفتگوها درباره انسان عصر ما نیز صادق است ؟ در پاسخ مى گوئیم : ساختن این وسائل محیر العقول بدون شک ، دلیل بر پیشرفت فوق العاده صنایع بشر است ، اما همه اینها در برابر مساءله آفرینش یک موجود زنده و خلقت حیات مسائلى ساده و پیش پا افتاده است . اگر کتبى را که در باره فیزیولوژى موجودات زنده ، و فعالیتهاى بیولوژیکى و حیاتى یک حشره کوچک مانند مگس بحث مى کند، به دقت بررسى کنیم ، خواهیم دید که ساختمان مغز یک مگس و سلسله اعصاب و دستگاه گوارش او به مراتب از ساختمان مجهزترین هواپیماها برتر است و اصلا قابل مقایسه با آن نیست . اصولا ((مساءله حیات )) و حس و حرکت موجودات زنده و نمو و تولید مثل آنها هنوز به صورت معمائى در برابر دانشمندان قرار گرفته است ، و ریزه کاریها و ظرافتهائى که در ساختمان این موجودات به کار رفته ، خود معماهاى دیگرى است ، معماهائى که هنوز به هیچوجه حل نشده . به گفته دانشمندان علوم طبیعى چشمهاى فوق العاده کوچک بعضى از همین حشرات خود مرکب از صدها چشم است ! یعنى همان چشمى را که ما به زحمت مى بینیم و شاید به اندازه یک سر سوزن بیش نیست از چند صد چشم کوچکتر تشکیل یافته که مجموعه آنها را چشم مرکب مى نامند! به فرض که انسان بتواند از مواد بى جان سلول زنده اى بسازد چه کسى مى تواند، صدها چشم کوچک که هر کدام از آنها خودداراى دوربین ظریف و طبقات و دستگاههائى است در کنار هم بچیند و رشته ارتباطى آنها را در مغز حشره پیوند دهد و اطلاعات را به وسیله آنها به مغز حشره منتقل سازد و حشره بتواند در موقع مناسب ، عکس العمل نسبت به حوادثى که اطراف او مى گذرد نشان دهد؟ آیا اگر همه انسانها جمع شوند، قدرت بر آفرینش چنین موجود ظاهرا ناچیز اما در واقع بسیار پیچیده و اسرار آمیز خواهند داشت ؟! و باز به فرض انسان همه این مسائل را عملى سازد ولى آیا مى توان نام آن را خلقت گذاشت ؟ یا ترکیب و مونتاژى است از وسائل موجود در همین جهان آفرینش ؟ آیا کسانى که قطعات پیش ساخته اتومبیلى را به هم مونتاژ مى کنند، مخترع محسوب مى شوند و نام عمل آنها را ابداع و اختراع مى توان گذاشت ؟

جمع بندی مطالب ادعا شده:

  چنان که بیان شد در آیة 73 سورة حج درمورد عدم توانایی باز پس گیری شیء ربوده شده توسط مگس اگر منظور عدم تواناییِ بتها باشد ( نه مشرکان ) در این صورت طرح مسألة اعجاز در این آیه منتفی است چرا که بدیهی است آنها هیچگاه چنین توانایی ندارند؛ اما اگر ضمیر (هم) در یسلبهم به مشرکان برگردد؛ در صورت صحت این ادعا که " مگس مجهز به غدد ترشح کننده لعابی است و به مجرد اینکه طعامی را برباید به سرعت مقدار زیادی از این لعاب را بر روی آن ترشح می­کند و بلافاصله آن را  به ماده ای دیگر تبدیل می نماید (1)"، ؛ با این فرض این آیه از موارد اعجاز علمی قرآن محسوب می­شود زیرا علم بشر در زمان نزول آیه چنین آگاهی نداشت. اما اگر این فرض را در نظر بگیریم که  به علت کوچکی وبسیار ناچیز بودن شیء ربوده شده توسط مگس، ما نمی توانیم آن را باز پس گیریم، در این صورت اعجاز نخواهد بود چرا که بشر آن زمان نیز از این مطلب اگاهی داشته است.


منبع:
پایگاه اطلاع رسانی مشکات

نوشیدنیهای گیاهی

چای گل گاوزبان و سنبل طیب:گل گاوزبان(4قاشق مربا خوری)سنبل طیب(1قاشق مربا خوری)لیمو عمانی(1عدد)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص گل گاوزبان:طبیعت گرم و تر دارد،آرام بخش اعصاب،خواب آور،مسکن سر  دردهای عصبی و کلیوی،ضد سودا(مالیخولیا)و ضد صفرا(بیماریهای مربوط به کیسه صفرا)

خواص سنبل طیب:طبیعت گرم دارد.ضد قولنج و ضد اسپاسم،ضد تشنج و ضد صرع(بیماری غش)،تقویت قوه باه.

2)چای زیرفون:زیرفون(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص زیرفون:طبیعت گرم دارد،برای خانمهای باردار اکیدا ممنوع است،پایین آورنده فشار خون،ضد ناراحتی های عصبی و تشنجها،ضد میگرنهای مزمن،ضد بی خوابی،ضد سر درد،ضد بیماریهای ریوی،ضد زکام(یه بیماری شبیه آنفولانزا)،ضد غلظت خون،ضد استفراغ(البته گلاب به روتون)ضد رماتیسم،ضد آرتروز،ضد نقرس(قابل توجه بچه مایه دارها)،ضد سیاتیک.

3)چای به لیمو و زیرفون:به لیمو(1قاشق مربا خوری)زیرفون(1 قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص به لیمو:طبیعت گرم دارد،ضد سرماخوردگی،ضد ناراحتی عصبی،ضد تشنج،ضد نقرس،ضد سیاتیک،ضد غلظت خون،ضد رماتیسم،خواب آور شب،ضد میگرن،آرام بخش اعصاب،ضد تپش قلب،ضد نفخ شکم،ضد سر درد،تقویت حافظه،تقویت معده، ضد آسم،ضد اسهال(شرمنده بازم گلاب به روتون)،پایین آورنده فشارخون،شستشو دهنده کلیه.

4)چای بادرنجبویه و زیرفون:بادرنجبویه(1قاشق مربا خوری)زیرفون(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص بادرنجبویه:گیاه مورد علاقه امام علی(ع)،طبیعت بسیار گرمی دارد،در طبعهای سردتر بالابرنده فشار خون است،مقوی قلب و اعصاب،خون ساز،تقویت کننده سلولهای مغزی،فوق العاده آرام بخش،ضد صدای گوش،خواب آور،نشاط آور،ضد بیماریهای کلیه،ضد خوابهای وحشتناک،ضد بوی دهان.

5)چای بابونه:بابونه(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص بابونه:طبیعت معتدل دارد و در آب و هوای دیم،گرم و خشک است.آرام بخش اعصاب،تقویت معده و روده،ضد تب،ضد انگل،ضد یبوست(این دیگه خیلی گلاب به روتون)،مقوی مغز و اعصاب،اشتهاآور،ضد بلغم(یه نوع بیماری گوارشی)و ضد صفرا، شستشودهنده بسیار قوی کلیه.

6)چای دارچین:دارچین(چند قلم آسیاب نشده)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص دارچین:طبیعت گرم و خشک دارد،محرک اعصاب،شستشو دهنده کلیه،دفع رطوبت خلطهای رطوبتی،مفرح،تقویت قوه باه،برای پادردهای رطوبتی(مخصوص افراد مسن شمال نشین)،ضد دلهره،ضد بوی دهان،تقویت کننده کبد و معده،تاثیر استفاده دوره ای آن تا 15 سال میماند.

7)چای زنجبیل:زنجبیل(1قاشق مرباخوری،کاملا کوبیده شده،اگر آسیاب شود بهتر است)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص زنجبیل:طبیعت گرم خشک دارد،مقوی معده و آرام بخش درد معده(چای زنجبیل در این مورد پرکاربردترین نوشیدنی ایرانی توی خونه ماست)،بالابرنده فوری فشارخون،ضد ضعف اعصاب،تقویت حافظه،تنظیم ادرار،ضد رطوبت،ضد بلغم و ضد صفرا،خون ساز،ضد درد مفاصل،تقویت قوه باه،مقوی جهاز هاضمه،ضد سم غذایی، مسکن،مقوی قوای رییسه بدن.

8)چای میوه گل نسترن:میوه گل نسترن(15 عدد)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص میوه گل نسترن:طبیعت معتدل و خشک دارد،پایین آورنده فشار خون،ضد قند خون،ضد ورم و درد کلیه،شستشو دهنده کلیه،ضد سرماخوردگی،مقوی معده،ضد اسهال،سرشار از ویتامین c.

9)چای آویشن:آویشن(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص آویشن:طبیعت معتدل دارد،بالابرنده فشارخون،تقویت اعصاب،رفع کولیتهای مزمن(یه بیماری روده ای)شستشو دهنده کلیه،ضد انگل،ضد رطوبت بدن،ضد صفرا، ضد زکام،ضد سرفه،ضد آسم،اشتها آور،ضد غظلت خون،مقوی جهاز هاضمه،تقویت بینایی.

10)چای اکلیل کوهی:اکلیل کوهی(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص اکلیل کوهی:طبیعت معتدل گرم دارد،گیاهی معجزه گر،مقوی اعصاب، شستشو دهنده کلیه،ضد صفرا،ضد دلهره و اضطراب،تقویت بدن،ضد زکام،ضد آسم، ضد سیاه سرفه،مقوی معده،ضد درد رماتیسمی و استخوان و کمر،ضد سنگ کیسه صفرا.

11)چای استخودوس:استخودوس(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص استخودوس:طبیعت گرم و خشک دارد،آرام بخش اعصاب،تقویت کننده سلولهای مغز،ضد زکام،ضد آسم،ضد برونشیت،ضد میگرن،مسکن،درمان رماتیسم،شستشو دهنده کلیه،ضد اگزما(یه بیماری پوستی)،در اکثر بیماریها کاربرد دارد.

12)چای زعفران:زعفران(1قاشق مربا خوری،کوبیده)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص زعفران:طبیعت گرم و خشک دارد،بسیار مطبوع و مفرح(به جرات میتونم بگم که از بین همه این چایها که خوردم،مطبوعتره)،نشاط آور،خنده آور،مقوی قلب،محرک قوای مغزی،ضد کرم خوردگی دندان،شستشو دهنده کلیه،مقوی معده،ضد سرفه، ضد حساسیت،خلط آور.

13)چای نعناع:نعناع(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص نعناع:طبیعت معتدل و اندکی گرم دارد،خوشبو کننده دهان،مفرح،ضد اسهال، ضد استفراغ،ضد نفخ معده،آرام کننده روده،برای رفع خستگی،برای رفع ناراحتیهای کیسه صفرا،برای رفع ناراحتیهای ریوی،ضد تنگی نفس و ضد آسم،ضد سرفه.

14)چای شلتوک(برنجی که پوستش را در نیاورده باشند):شلتوک(1قاشق غذاخوری)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص شلتوک:طبیعت گرم دارد،برای همه خانمها اکیدا ممنوع،سرشار از ویتامینهای سری B یعنی B1,B2,B6,B12،جلوگیری از سفید شدن مو و ریزش موی سر،ضد یبوست مزمن.

15)چای گلپر:گلپر(1قاشق مربا خوری،کوبیده)دو لیوان آب سرد و مقداری نبات.

خواص گلپر:طبیعت گرم و خشک دارد،اشتهاآور،کمک به هضم غذا،تقویت کننده عالی حافظه،ضد صرع قوی،ضد فراموشی،ضد انواع اسهال،تقویت قوه باه،ضد تنبلی معده،ضد جوش و دمل.

امیدوارم از نوشیدنیهای بسیار مطبوع ایرانی لذت ببرین.اما بخاطر داشته باشین که همون قدر که داروهای شیمیایی مضر هستن،داروهای گیاهی هم بی تاثیر نیستن. در مصرف اونا زیاده روی نکنین.اگه میخواین طعم اونا رو امتحان کنین،یه سری به نزدیکترین عطاری به خونه تون بزنین...

منابع و مآخذ

1)طب النبی

2)وسایل الشیعه

3)طب الصادق

4)طب الرضا

5)طب الکبیر

6)الحاوی(زکریای رازی)

ادامه نوشته

متن ادبی (بعثت )

اس ام اس ویژه عید مبعث

حبیب مقیمی
بخوان به خون بسته انسان، اینک ای محمّد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم !

حرا نورباران است و محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم حیران، و چنگ وحشیِ شب، گشوده بر دشت مکه و او هر لحظه چنین می‏شنود:

بخوان محمّد، بخوان!
و محمّد صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم همچنان لرزان، چشمان گشوده بر نور و لب خشکیده از حیرت: من خواندن نمی‏دانم.
و صدا فریاد بر می‏آورد که: بخوان به نام پروردگارت!

این چه آشوب است اینک که بر پاست در جان محمّد، که چنین مضطرب از کوه فرود می‏آید!

یا محمّد! خجسته باد برانگیختی‏ات به رسالت و صلوات بر تو و خاندانت.

محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم فرود می‏آید، با شور دعوت.

می‏آید با بار سنگین هدایت بر دوش.
آن نگار به مکتب نرفته می‏آید تا پیامبر بزرگ بشر بخوانندش.
از فراسوی کوه نور، دسته دسته فرشته به مبارکباد آمده‏ اند که هیچ پیام رسالتی، این چنین با شکوه نبوده است.
و از همان روز، جبرئیل امین خود را برای پیشواز از معراجی بزرگ مهیا می‏کند، تا پذیرای این پیام آسمانی باشد
و بت‏پرستان، عرق ریزان از تداوم کاری پوچ، اینک نوری، چشم‏هایشان را خیره کرده است؛
امّا چرا عبوس می‏نگرندش؟
محمّد! بگو، بگو پیام پروردگارت را که امروز بر جانت نثار کرد.
بگو که‏ ای شب پرستان بی شوکت! من آمده‏ام؛ در دستانم بال پرواز که بسپارمشان به شایستگان، تا پرده بر اندازم و باز گویم راز جهل شمایان را.
دست نگه دارید! پیغام آسمانی بر لبان من است.
دختران زنده به گور جهل تان را برخیزانید. به راستی هیچ فراموشی نیست اینک؛ بلال برادر من است و برده‏ هاتان برادران شما نیز.

رزیتا نعمتی
به اهل مکه خبر دهید که از ارتفاع کوه، آبشاری جریان یافته است که نقطه تلاقیِ خدا با زمین خواهد شد. مردی از عرب برمی‏خیزد تا ردای سبز رسالت را از دوش خود، بر شهر یخ ‏زده بت‏ها بکشد تا در پناه آیه‏ ها و سوره‏ های نگاهش، روح منتظر بشر را به اشارتی، آسمانی کند.
به اهل مکه خبر دهید، مردی از بالا می‏آید تا قطره قطره، دریا را به جان قلب‏های سنگی بچشاند و خبر دهد از روزی که خواب از سر دیوارها خواهد پرید و پرندگان ایمان، در تمام زمین، نامه‏ رسانِ رسالت او خواهند شد.
ای اهل زمین! بگشایید انحنای بازوانِ خود را تا صراط مستقیم او را در آغوش گیرید!
محمد دگرگون کننده ارزش‏ها
امروز، شهادت می‏دهم که نیست خدایی جز او و محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله رسول و فرستاده خداست.
شهادت می‏دهم که سراپرده بهشت را به حرمت دستان امین محمد، بنا کرده‏ اند.
مبعث، سپیده‏ دمی است که خداوند، نامه سی جزئی خود را، به دست امین‏ ترین بنده‏ اش داد، تا دست زمین را به آسمان برساند.
محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله ؛ یعنی انقلاب؛ یعنی صبحی که سیاهیِ بلال حبشی، روشن‏تر از آفتاب، در بلندای کعبه اذان می‏گوید و سنگ‏های تراشیده بت‏ پرستان، در طبیعتِ لال خود فرو می‏ماند. این صدای جبرئیل است که می‏گوید: «اقرأ باسم ربک الذی خلق».
برخیز محمد!
پایداری در رسالت؛ رمز پیروزی تو
مبعث، پایان ماجرای دختران زنده ‏به‏ گور و آغاز تساوی سیاه و سپید، در قاموس محمد صلی

‏الله‏ علیه‏ و‏ آله بود؛ او که قطره قطره، برخلاف جریان آب‏های زمانه حرکت می‏کرد.

آن روز، آغاز معرفی گل محمدی و ثبت‏نام وسعت او، در واپسین شناسنامه عشق بود.
وقتی محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله باشی، دیگر فرقی ندارد که سنگ و خاکستر، بر کوچه‏های عبورت سرریز کنند یا نکنند. تو جاری می‏شوی، تا باران خود را بر همه بباری؛ گرچه خشم درهای بسته، راه را بر تو ببندد.
از آن روز، تو، مراد و مقصود تمام غزل‏های عاشقانه قرآن شدی، سَر و سِّر خدا با تو را در الف - لام - میم و یا ـ سین خواندم و بوئیدمت که می‏گفتی:
دل به دل راه ندارند در این شهر؛ چرا؟     کیست بر هم زند این شیوه معماری را؟
محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله ؛ بزرگ‏ترین امانت‏دار الهی
دهلیزهای سیاه جهل، از امشب در آفتاب عالم‏تاب محمدی، راهی به سپیده‏دمان باز خواهد کرد و خدیجه و علی و محمد، در اولین نماز جماعتِ دنیا، سر تعظیم به خدای کعبه فرود خواهند آورد، تا به یگانگی خالق عشق، اقرار کنند. دیری نخواهد پایید که صفوف موحدان، حلقه‏های لبیک را به دور خانه دوست، بیارایند. بارِ امانتی که آسمان، توانِ کشیدن آن را نداشت، بر دوش نازنینِ احمد از صفین به اُحد و از تبوک به جمل و خیبر کشیده خواهد شد.
آوای بخوان بخوانِ او می‏ریزد            از غار، صدای گفت‏گو می‏ریزد
می‏گفت فرشته: اقرأ باسم ربک     عشق است کز آسمان فرو می‏ریزد

پیام کوتاه

ـ یا محمد! حسن ختام نبوت، نقطه آغاز تو بود؛ روزی که علف‏هایِ هرز مفاهیم جا افتاده را برکندی و خاک بشر را زیر و رو کردی تا تنها بذر وحدانیّت الهی را در آن رها کنیم.
ـ مبعث؛ یعنی وساطت تو میان بنده و معبود. یا رسول اللّه‏! دستانم را بگیر تا بت‏های باقی‏مانده دلم را بشکنم که خدای تو خریدار دل‏شکستگان است.

منبع سایت  سبطین

سوپـر خـودروهای سـال ۲۰۱۲ کدامنـد؟

سوپـر خـودروهای سـال ۲۰۱۲ کدامنـد؟

خودروی قانونی به هر وسیله نقلیه ای گفته می شود که مطابق قوانین گواهینامه تردد در خیابان های شهری را داشته باشد. برخی از شرکت های جهان خودروهای بسیار گران قیمتی برای تردد در شهر تولید می کنند. این خودروها به علت طراحی خاص بدنه، وزن، قدرت موتور و سرعت نسبت به مدل های متوسط شهری بسیار متفاوت هستند، قیمت آنها هم نسبت به نمونه های مشابه با تفاوت بسیار زیادی بالاتر است. اما گران ترین خودروهای جهان، کدام خودروها هستند؟


سال ۱۹۳۱ کارخانه بوگاتی خودرویی با مدل رویال کلنر کوپه تولید کرد که ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار قیمت داشت؛ چیزی نزدیک به ۱۵ میلیارد تومان، خیلی سخت است فکر کنیم کسی حاضر باشد برای خرید یک اتومبیل ۱۵ میلیارد تومان خرج کند. با این حال آدم هایی هستند که آنقدر هزینه می کنند تا برای مجموعه شخصی شان چنین خودروهایی بخرند. مطمئن باشید تمام رویال کلنرهای تولیدشده توسط بوگاتی هم به فروش رفته به گونه ای که سال ۲۰۱۱ هیچ نمونه ای از آن برای فروش در بازار باقی نمانده است. در ادامه این ایمیل فهرستی از گران ترین خودروهای جهان در سال ۲۰۱۲ که حداقل دو نمونه از آنها در بازار برای فروش وجود داشته باشد را حضور شما دوستان معرفی می کنیم.

1. بوگاتی ویرون سوپر اسپرت (Bugatti Veyron Super Sport)

این خودرو با حداکثر سرعتی معادل ۴۳۰ کیلومتر در ساعت صفر تا صدی معادل ۴/۲ در ثانیه دارد. این خودرو با موتور ۸۰۰۰ سی سی و ۱۲۰۰ اسب بخار قدرت ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار (۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان) قیمت دارد. پنج سال پیش بوگاتی ویرون مسابقه پرسرعت ترین خودروی شهری را به خودروی اس اس سی آلتیمیت آئرو SSC Ultimate Aero باخت، اما سال ۲۰۱۰ بوگاتی با تولید مدل سوپر اسپورت این خودرو مجددا موفق شد عنوان سریع ترین خودروی شهری را از آن خود کند. مدل اصلی این خودرو ۴۰۷ کیلومتر در ساعت سرعت داشت و با توان ۱۰۰۱ اسب بخار ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار قیمت داشت.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


2. استون مارتین یک 77 (Aston Martin One 77)

اسم این خودرو با عنوان یک ۷۷ گویای همه چیز است. زیبایی و قدرت در یک خودرو که تنها ۷۷ نمونه از آن تولید شده. قیمت این خودرو ۱ میلیون و ۸۵۰ هزار دلار (۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان) است، توان آن ۷۵۰ اسب بخار است. این خودرو صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت را در ۴/۳ ثانیه طی می کند و می تواند حداکثر با سرعت ۳۵۴ کیلومتر در ساعت حرکت کند. تولید این خودرو از سال ۲۰۰۹ آغاز شده و قرار است به محض ساخته شدن هفتاد و هفتمین نمونه آن، تولیدش متوقف شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


3. پاگانی زوندا کلینک رودستر (Pagani Zonda Clinque Roadster)

مقام دوم فهرست گران ترین خودروهای جهان را استون مارتین با پاگاتی قسمت کرده است. خودروی زوندا کلینک این شرکت با قیمتی معادل ۱ میلیون و ۸۵۰ هزار دلار (۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان) یکی از زیباترین خودروهای موجود در بازار است. ۳۵۰ کیلومتر در ساعت حداکثر سرعت این خودرو است و صفر تا صد آن مانند همتای بریتانیایی اش در فهرست ۴/۳ ثانیه است، شرکت ایتالیایی پاگانی از این خودرو در مدنای ایتالیا و قاهره مصر از سال ۱۹۹۹ تاکنون ۲۰۷ نمونه تولید کرده است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


4. لامبورگینی رونتون (Lamborghini Reventon)

پرقدرت ترین و گران ترین خودروی تولید شده توسط شرکت ایتالیایی لامبورگینی تاکنون مدل رونتون است. این خودرو ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار (۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان) قیمت دارد. این خودرو در ۳/۳ ثانیه از حالت توقف به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت می رسد و با حداکثر سرعتی معادل ۳۴۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کند. یکی از دلایل اصلی گرانی این مدل لامبورگینی کمیابی آن (تنها ۲۰ نمونه از آن تولید شده است) و البته طراحی بسیار دقیق و منحصر به فردش است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


5. کانیگسگ آگرا آر (Koenigsegg Agera R)

شرکت سوئدی کانیگسگ مدل آگرا آر را از سال گذشته تولید می کند که قیمتی برابر با رقیب ایتالیایی اش لامبورگینی رونتون یعنی ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار (۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان) دارد. صفر تا صد این خودروی سوئدی ۸/۲ ثانیه است و توانایی حرکت با حداکثر سرعت ۴۳۵ کیلومتر در ساعت را دارد. اما شرکت کانیگسگ سرعت این خودرو را با استفاده از ابزار الکترونیکی در سطح ۳۸۰ کیلومتر در ساعت محدود کرده. شما برای اینکه یک بار بتوانید از حداکثر سرعت این خودرو بهره مند شوید می توانید چند برگ درخواست رسمی برای شرکت بفرستید.


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


6. میباخ لاندالت (Maybach Landaulet)

شرکت آلمانی میباخ خودروی لاندالت خود را براساس طراحی قدیمی خودروهای لاندالت با دو کابین سرپوشیده راننده و بدون سقف مسافر طراحی کرده است. این خودرو که اولین بار سال ۲۰۰۷ در نمایشگاه بین المللی خودروی خاورمیانه در دبی رونمایی شد، به صورت محدود در اشتوتگارت آلمان تولید می شود و ۱ میلیون و ۳۸۰ هزار دلار (۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان) قیمت دارد. این خودرو گران ترین خودروی صندوق دار (سدان) در جهان محسوب می شود و صفر تا صد آن ۲/۵ ثانیه است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


7. زنوو اس تی۱ (Zenvo ST۱)

شرکت دانمارکی جدید التاسیس زنوو از سال ۲۰۰۸ تولید خودروهای لوکس خود را آغاز کرده است. این شرکت در جزیره زیلند قرار دارد. اولین مدل اس تی ۱ این شرکت سال ۲۰۰۹ با قیمتی معادل ۱ میلیون و ۳۲۵ هزار دلار (۱ میلیارد و ۳۳۰ میلیون تومان) به بازار فرستاده شد. از این خودرو تنها ۱۵ نمونه تولید شده و قرار است با متوسط تولید ۳ خودرو در سال، کارخانه این شرکت در آمریکا، ساخت نمونه های جدید آن را برای فروش در آمریکا ادامه دهد. با وجود کمیابی نمونه های این خودرو شرکت زنوو به خریدارانش وعده می دهد. در صورت خرابی خودرو تعمیرکار سیار این شرکت به سرعت با هواپیماهای اختصاصی در محل خرابی حاضر می شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


8. مک لارن اف۱ (Mclaren F۱)

سال ۱۹۹۴ مک لارن ناف ۱ گران ترین و سریع ترین خودروی بازار بود. با قیمتی معادل ۹۷۰ هزار دلار (۱ میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان) مک لارن اف ۱ حتی ۱۵ سال پس از تولیدش هنوز یکی از گران ترین خودروهای جهان محسوب می شود و با سرعت فوق العاده ۳۸۶ کیلومتر در ساعت همچنان یکی از پرسرعت ترین خودروهای خیابانی جهان است. صفر تا صد این خودرو ۲/۳ ثانیه است. طراحی داخلی خودرو با تک صندلی راننده که وسط کنسول جلوی خودرو قرار گرفته و توانایی جا دادن دو مسافر. آن را از اکثر خودروهای دیگر متمایز می کند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


9. فراری انزو (Ferrari Enzo)

بدون شک فراری انزو پرفروش ترین و پرطرفدارترین سوپر خودروی جهان محسوب می شود. بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ از این خودرو بیش از ۴۰۰ نمونه تولید شده است. نام این مدل فراری از اسم موسس کارخانه فراری در سال ۱۹۲۹ (انزو فراری) گرفته شده است. هر خودرو از این مدل با قیمتی بیش از ۱ میلیون دلار فروخته شده است. نمونه های باقیمانده فراری انزو در بازار امروز ۶۸۰ هزار دلار (۱ میلیارد و ۲۷ میلیون تومان) قیمت دارند اما هنوز هم در حراجی ها کمتر از یک میلیون دلار فروخته نمی شوند. سرعت این خودرو ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت و صفر تا صد آن ۳/۴ ثانیه است.


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


10. اس اس سی آلتیمیت آئرو (SSC Ultimate Aero)

با مشاهده قیمت ۶۵۴ هزار دلاری (۱ میلیارد و ۲۴ میلیون تومان) این خودرو، آن را دست کم نگیرید. اس اس سی هم در فهرست سریع ترین خودروها، سومین خودروی قانونی خیابانی است. با سرعت حداکثر ۴۱۵ کیلومتر در ساعت و صفر تا صد ۷/۲ ثانیه ای، این خودروی آمریکایی که توسط شرکت شلبی سوپر کارز یا اس اس سی تولید می شود قیمتی کمتر از نصف بوگاتی ویرون دارد، اما آنقدر قدرت دارد که با گران ترین خودروی جهان مسابقه بدهد. از این مدل خودرو از سال ۲۰۰۶ تاکنون تنها ۲۵ نمونه ساخته شده است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


11. آسکاری ای ۱۰ (Ascari A۱۰)

شرکت آسکاری بریتانیا مدل ای ۱۰ خود را با سرعتی معادل ۳۴۵ کیلومتر در ساعت و صفر تا صد ۶/۲ ثانیه ای با سرمایه گذاری یک میلیونر آلمانی در بانبری بریتانیا تولید می کند. از این خودرو که از یک موتور تغییریافته بی ام و بهره می برد، قرار است ۵۰ نمونه ساخته شود. این خودرو را پل براون یکی از طراحان سابق خودروهای مسابقه فرمول یک طراحی کرده است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ترین های جهان

چاد فل ( Chad Fell ) در ۲۴ آوریل ۲۰۰۴ در دبیرستان دبل اسپرینگ در وینستون کانتی ( Winston County ) آلاباما ( Alabama ) در آمریکا توانست یک حباب آدامس به قطر ۵۰٫۸ بدون کمک از دستانش باد کند.

بزرگترین پوتین هایکینگ جهان با ۷٫۱۴ متر درازا، ۲٫۵۰ متر پهنا و ۴٫۲ متر بلندا توسط شوح مارک ( Schuh Marke ) در ( Hauenstein ) آلمان در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۶ معرفی شد.

بلندترین آروغ یک مرد در جهان ۱۰۹٫۹ دسیبل می باشد که پل هان ( Paul Hunn ) بریتانیایی در ( Butlins ) در شهر بوگنور ریجز ( Bognor Regis ) در ۲۳ آگوست ۲۰۰۹ آن را به دست آورد.






پل هان :: Paul Hunn

جالب است بدانید صدای موتور جت ها ۱۱۹-۱۲۰ دسیبل می باشد !

بزرگترین تفنگ گلوله زنی جهان که کار هم می کند دارای ۱۰٫۱۸ متر دراز می باشد که متعلق به آقای جیمز ای دی کین ( James A. DeCaine ) می باشد.






جیمز ای دی کین :: James A. DeCaine

این تفنگ در ۱ سپتامبر ۲۰۰۸ در شهر ایشپمینگ ( Ishpemimg ) ایالت میشیگان ( Michigan ) آمریکا اندازه گیری شد.

بزرگترین کوله پشتی جهان با ۴٫۳۱۵ بلندا،۳٫۲۱ متر پهنا و ۱٫۴۷ متر ژرفا(عمق) در ۳ فوریه ۲۰۱۱ در مرکز نمایشگاه ( Intergift IFEMA ) در مادرید ( Madrid ) اسپانیا اندازه گیری شد.




 
پاسخ با نقل قول

بزرگترین پیچ گوشتی جهان متعلق به توماس بلک‌تورن ( Thomas Blackthorne ) از بریتانیا می باشد که دسته آکریلیکی آن دارای ۱۹٫۵ سانتی متر پهنا و ۵۰ سانتی متر درازا می باشد.

توماس بلک‌تورن :: Thomas Blackthorne

همچنین میله فولادی آن دارای ۲۵ میلیمتر ضخامت و تا ۵۱ سانتی متر نیز جلو می‌رود.درازای نهایی آن ۱۰۱ سانتی متر می باشد.

آقای ( Vladimir Obryvkov ) از دانشگاه کشاورزی استان ورونژ ( VORONEZH ) در روسیه یک گربه خیابانی با نام ( Luntya ) پیدا کرده است که این گربه دارای دو گوش طبیعی، دو گوش بیرونی دیگر با چرخش ۱۸۰ درجه ای نسبت به گوش های طبیعی و یک گوش کوچک پنجم می باشد که با ۵ گوش گوناگون تواسته است نام خود را در کتاب رکوردهای جهانی گینس به عنوان پر گوش ترین گربه جهان وارد کند.

Luntya

یابنده این گربه آقای ( Obryvkov ) می گوید این گربه همچنان دارای پنجه های بزرگی می باشد ولی رفتارش نشان دهنده متفاوت بودن با دیگر گربه ها نیست .


ادامه نوشته

صحابه پیامبر ص  ( ابوذر غفاری)

زندگی نامه ابوذر غفاری
جندب فرزند جناده از افراد قبیله «بنی‌کنانه» در سرزمین یمن بود. او قبل از بعثت پیامبر (ص) از پرستش بت قبیله خویش «فلس» امتناع جست و به خداوند یکتا ایمان آورد. زمانیکه خبر ظهور پیامبر (ص) را در مکه شنید برادرش را به آنجا فرستاد تا اطلاعاتی به دست آورد اما پس از بازگشت برادر برای اطمینان خاطر راه مکه را در پیش گرفت و به مدت سه روز در خانه امیر مؤمنان (ع) مهمان گشت. آنگاه در مورد نبی‌اکرم (ص) از امام علی (ع) سؤالاتی پرسید و با راهنمایی امام (ع) به خانه ارقم رفت. ابوذر در میان شمار اولین نفرات به اسلام ایمان آورد و با وجود منع پیامبر (ص) مبنی بر اظهار آشکار به اسلام در میان قریش کنار مسجد‌الحرام فریاد زد : لااله‌الا‌الله، محمد رسول‌الله (ص)، وی تا زمان هجرت حضرت محمد (ص) به مدینه در زادگاهش ماند و بعد از تشکیل حکومت اسلامی به مدینه مهاجرت کرد ابوذر در جنگهای نمابه، حنین، کرز بن جابر فهری، فتح مکه و تبوک در رکاب رسول‌الله (ص) جنگید و پسرش را در نبرد غابه از دست داد. در زمان جنگ خیبر او به عنوان جانشین پیامبر (ص) در شهر ماند. بعد از رحلت پیامبر (ص) به جرگه یاران و شیعیان امیرمؤمنان (ع) پیوست و هیچ‌گاه با خلفای سه گانه بیعت نکرد. در زمان خاکسپاری دختر گرامی پیامبر اکرم (ص) نیز او امام علی (ع) را یاری رساند و در مراسم تشییع حاضر شد. ابوذر در هنگام حرکت عثمان به علت مخالفت با او به شام تبعید شد. اما بعد از مدتی به اصرار معاویه و ترس از قیام و شورش مردم به مدینه بازگشت. عثمان که تحمل شنیدن سخنان او را نداشت و او را خطری بزرگ برای خلافت جائر از خود می‌دانست به ربذه تبعید کرد و مردم را از مشایعت او برحذر داشت. ولی امیرمؤمنان (ع) به همراه حسین (ع)، عبدالله بن جعفر و عمار یاسر او را تا دروازه‌های شهر بدرقه کردند. ابوذر روایتگر راستگوی سخنان پیامبر (ص) سرانجام در سال 32 ه.ق غریبانه در صحرای ربذه جان سپرد و مردانی با ایمان مانند حذیقه بن یمان و مالک اشتر که از آنجا می‌گذشتند او را به خاک سپردند.


ادامه نوشته

صحابه پیامبر ص  ( سلمان فارسی)

عنوان: سلمان فارسی؛ صحابی پیامبر اعظم (ص) در یک نگاه

نویسنده: محمد رضا جواهری

چکیده
سلمان فارسی معجزه مکتب تربیتی رسول اعظم(صلی الله علیه وآله) است. سلمان با راهنمایی پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)رشد یافت و به درجه عالی «ایمان» رسید. وی سرآمد اصحاب پیامبر و شیعه علی است و همانندی ندارد.
دقیق ترین و بهترین راه سلمان شناسی، بازشناسی شخصیت سلمان فارسی بر اساس «احادیث» پیامبر اعظم و ائمّه معصومان(علیهم السلام)است. از این رو، این نوشتار پس از بیان احادیث پیامبر و امامان(علیهم السلام) درباره سلمان فارسی از منابع حدیثی شیعیان، به تفصیل پیام های احادیث نبوی موجود در منابع و کتب حدیثی اهل سنّت درباره شخصیت سلمان فارسی را گزارش می کند. از آن رو که سلمان فارسی یک شخصیت اسلامی و جهانی است، بیان امتیازات و فضایل وی بر اساس منابع شیعه و اهل سنّت، آثار سازنده و مثبت فراوانی دارد که می تواند دستمایه تقریب مذاهب اسلامی و وحدت مسلمانان گردد.

آثار بزرگ سلمان شناسی
شناخت شخصیت دینی سلمان فارسی آثار و منافع سازنده فراوانی دارد. توجه به این آثار، اهمیت و ضرورت سلمان شناسی را آشکار می کند. در ذیل به برخی از این آثار اشاره می گردد:
1. برخی اصحاب پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)توانستند در رفتار و گفتار، محمّدی شوند. «سلمان فارسی ایرانی» با پذیرش اسلام و ایمان به خدا و قرآن و تقوا و خودسازی اخلاقی، «سلمان محمّدی» شد و در جایگاه عالی ایمان و درجه اهل بیت پیامبر قرار گرفت. بنابراین، اخلاق محمّدی و علوی دور از دسترس بشریت و پیروان انبیا نیست و راه رشد و کمال اخلاقی و معنوی پیروان پیامبران گشوده است و می توانند در رفتار و گفتار فاصله های بین خود و پیامبر را از میان بردارند و به آن حضرت نزدیک شوند و در رفتار و گفتار محمّدی گردند.

2. آشنایی با فضایل، مناقب و سیره سلمان فارسیو آگاهی از زندگانی و امتیازات دینی این صحابی با وفای پیامبر خدا، راهنمای زندگانی دینی برای شیفتگان حرکت در صراط مستقیم الهی است. شناسایی ویژگی های سلمان فارسی گامی در راه شناخت ویژگی های انسان کامل در مکتب پیامبر
اعظم(صلی الله علیه وآله)است. سلمان با پیروی کامل از اسوه اعظم الهی حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله)به درجه ای رسید که خود اسوه حسنه و الگوی عالی و نمونه برتر برای پیروان پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)است.

3. شناخت سلمان فارسی، تلاش در راه شناخت «پیشگامان تشیّع در عصر رسالت» است. ابن ابی الحدید سنّی معتزلی درباره سلمان می نویسد: «و کان سلمان من شیعة علی(علیه السلام)»;([1]) سلمان شیعه علی(علیه السلام)بود. ثابت شدن تشیّع سلمان فارسی، ریشه دار بودن مذهب شیعه را نشان می دهد. وجود سلمان شیعه در عصر رسول اللّه(صلی الله علیه وآله)، پیوند بنیادی مذهب شیعه با پیامبر خدا و تأسیس مذهب شیعه به دست مبارک آن حضرت به حکم وحی الهی را آشکار می نماید.
امام خمینی(قدس سره) در مقدّمه وصیت نامه سیاسی ـ الهی درباره منشأ تشیّع چنین می نویسد: «ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده است.»([2])تشیّع سلمان فارسی نشانه آشکاری است بر حقانیّت مذهب تشیّع که شکل گیری آن را در مدینه زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)یادآوری می کند. سلمان پیش از اینکه اسلام به ایران برسد شیعه بود. بنابراین، مذهب شیعه پیش از آمدن اسلام به ایران وجود داشت و توسط ایرانیان پس از رحلت پیامبر ایجاد نشده است. با درک این واقعیت بزرگ تاریخی، بی اساس بودن ادعاها و تهمت های منحرفان درباره منشأ تشیّع روشن می گردد.

4. اسلام سلمان فارسی نمونه ای از اسلام آگاهانه و داوطلبانه و آزادانه عموم مردم ایران است که از روی تعقّل و تفکر و بصیرت و با روحیه فروتنی و حق طلبی به دین اسلام روی آوردند. جوان ایرانی با شناخت ابعاد شخصیت سلمان فارسی ایرانی پی به هویت حقیقی خویش می برد و با یکی از پشتوانه های دینی و مذهبی اش آشنا می گردد. از این رو، سلمان شناسی در هویت بخشی به جوانان ایرانی نقش اساسی دارد.

5. سلمان فارسی پیشتاز پیوند «تمدّن ایرانی» با «اسلام» است. هوش و استعداد درخشان و توانایی های ایرانیان، نخستین بار با اسلام آوردن سلمان فارسی ایرانی در راه خدمت به دین اسلام و کمک به مسلمانان قرار گرفت. خدمات سلمان در جنگ های «خیبر» و «احزاب» در توفیق یاران پیامبر(صلی الله علیه وآله)سرحلقه های خدمات فراوان بی نظیر ایرانیان به اسلام است. دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران برای اسلام و مسلمانان در تاریخ سیاسی معاصر نیز از آثار به کار گرفتن هوش و استعداد ایرانیان در مسیر دفاع از دین اسلام و قرآن و سنّت های الهی پیامبر اعظم در عصر حاضر به شمار می رود.

6. اسلام سلمان فارسی یادآور این حقیقت است که دین اسلام محدود به منطقه جغرافیایی مکّه و مدینه و سرزمین حجاز نیست و اختصاص به نژاد عرب ندارد. سلمان فارسی دعوت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)را پذیرفت و به آن حضرت ایمان آورد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز اسلام و ایمان او را مورد تأیید قرار داد. بنابراین، اسلام دین «جهانی» و دین همه سرزمین ها و نژادهاست و برای همه انسان ها و جهانیان آمده است.

7. سلمان فارسی شخصیتی چند بعدی اما یکپارچه است. «جامعیت» سلمان امتیاز بزرگ اوست. وجوه و جنبه های گوناگون شخصیّت سلمان نمایانگر جامعیّت شخصیت دینی است. تمام ابعاد شخصیتی وی بر ایمان به خدا و پیامبر و وصی آن حضرت و امامان(علیهم السلام)استوار شده است. رفتارهای فردی و عبادی توأم با معنویت و اخلاق، رفتارهای اجتماعی و سیاسی، فرماندهی و مدیریت، معارف، اعتقادات و باورها، خلّاقیت ها و ابتکارها، سخنان و هشدارها و درگیری های سلمان با حاکمان، همه ریشه دینی و مذهبی داشت و مورد تأیید پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)بود. بنابراین، بر همگان حجت است. در «سلمان شناسی» درس های فراوان و بزرگ در حوزه های زندگانی فردی و اجتماعی، سیاسی و اخلاقی، فرهنگی و تربیتی نهفته است.

سلمان در کلام معصومان(علیهم السلام)
بهترین، دقیق ترین و کامل ترین راه سلمان شناسی، بهره برداری از حدیث پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام)است. با کنکاش در احادیث پیامبر(صلی الله علیه وآله)و امامان(علیهم السلام)می توان به ابعاد شخصیت و زندگانی سلمان پی برد و او را به درستی شناخت و از زندگانی و شخصیت وی درس گرفت. برای بررسی و تحلیل و معرفی شخصیت دینی سلمان فارسی بر اساس حدیث پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)، نقل «شیعه» و «اهل سنّت» در این خصوص ارائه می گردد.

شخصیت سلمان در متن روایات شیعه
کتب روایی شیعه، بسیاری از ویژگی های اخلاقی و رفتاری سلمان را گزارش کرده اند که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
ـ سلمان در فراق پیامبر خدا گریست.([3])
ـ در نماز بر حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) حضور یافت.([4])
ـ در عمل به فرمان قرآن درباره اجر رسالت پیامبر، در راه مودّت نسبت به اهل بیت پیامبر پیشگام، پایدارووفادار بود.([5])
ـ مودّت اهل بیت را بر هر مسلمانی واجب می دانست.([6])
ـ شیعه علی(علیه السلام) بود و در هیچ کاری با وی مخالفت نکرد.([7])
ـ همواره از اخوّت علی(علیه السلام) و پیامبر(صلی الله علیه وآله) و وصیّت و ولایت علی(علیه السلام) یاد می کرد و بر آن شهادت می داد.([8])
ـ اطاعت از حضرت علی(علیه السلام)را به حکم خدا واجب می دانست و اطاعت از ایشان و امامان از نسل وی را اطاعت از خدا و پیامبر می شناخت.([9])
ـ پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه وآله)مرتدّ نشد.([10])
ـ دعوت وصی پیامبر خدا را پذیرفت و برای یاری اهل بیت و برپایی خلافت و حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام)به صحنه آمد.([11])
ـ به مردم هشدار می داد: جز علی(علیه السلام) هیچ کس از اسرار نبوّت آگاه نیست و در نزد علی علومی است که در نزد هیچ کس نیست.([12])
ـ تفسیر قرآن می گفت و حدیث پیامبر را نقل می کرد و امام علی(علیه السلام)مطالب وی را تصدیق می فرمود.([13])
ـ او از مؤمنانی است که پس از رحلت پیامبر خدا عوض نشد. از این رو، الگو قرار دادن وی، پذیرش ولایتش، پیروی از او و اقتدا به وی بر همگان لازم است.([14])
ـ از پذیرش خلافت ابوبکر امتناع کرد و با حکومت وی مخالفت نمود و امام علی(علیه السلام) را بر وی مقدّم داشت و در کنار منبر پیامبر در روز جمعه به ابوبکر اعتراض کرد و باپرسش های پی در پی وی را مورد مؤاخذه قرار داد. امام علی(علیه السلام)نیز در احتجاج بر ابوبکر و گفتوگو و مناشده با وی از آن یاد نمودند.([15])
ـ خدای متعال سلمان را دوست داشت و به پیامبرش وحی کرد و فرمان داد وی را دوست بدارد.([16])
ـ خداوند دوستدار سلمان را دوست دارد و دشمنش را دشمن دارد.([17])
ـ اگر اهل زمین همانند فرشتگان آسمان ها سلمان را به دلیل دوستی محمّد(صلی الله علیه وآله) و علی(علیه السلام) و دشمنی با دشمنان ایشان دوست بدارند، هرگز خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.([18])
ـ در زمره حواریّون حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) قرار گرفت.([19])
ـ در میان اصحاب رسول اللّه(صلی الله علیه وآله)همچون جبرئیل در میان فرشتگان الهی بود.([20])
ـ اسم اعظم الهی را می دانست.([21])
ـ جبرئیل از جانب خدای متعال به پیامبر امر می کرد که به سلمان سلام برساند.([22])
ـ روزی بر پیامبر خدا وارد شد و ایشان متکا و بالش پشت خود را به وی دادند.([23])
ـ سلمان فارسی، سلمان محمّدی و از اهل بیت شد و خداوند سلمان مجوسی فارسی را علوی قرشی نمود.([24])
ـ محدّث بود و ملائکه الهی با او سخن می گفتند.([25])
ـ دریای بی پایان دانش بود و دارای برهان و حکمت شد.([26])
ـ در جایگاه برتر از لقمان حکیم قرار گرفت.([27])

همیشه خواسته های امیرالمؤمنین(علیه السلام) را بر خواست و اراده خویش مقدّم می داشت، پابرهنگان و فقیران را دوست می داشت و آنان را بر سرمایه داران برتری می داد. همچنین دانش و دانشمندان را دوست می داشت. عبد صالح خدا و مسلمان حنیف بود و ائمّه معصومین(علیهم السلام)فراوان از وی یاد کرده و او را «سلمان محمّدی» نامیده اند.([28])

ـ عالی ترین درجه ایمان را داشت و سرامد تمام اصحاب پیامبر بود و در درجه اعلای ایمان (درجه دهم) قرار گرفت.([29])

سیمای سلمان در کلام پیامبر به نقل اهل سنّت
سلمان فارسی یک شخصیت اسلامی و جهانی است و همه مذاهب اسلامی از وی به احترام یاد می کنند. امتیازات و فضایل وی غیرقابل انکار است. توصیفات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)از سلمان بسیار است; به گونه ای که احادیث نبوی زیادی در وصف سلمان، در مراجع و منابع معتبر حدیثی اهل سنّت وجود دارد. جستوجوی فضایل و اختصاصات سلمان فارسی در کتاب های حدیثی مورد اعتماد و توجه اهل سنّت، منافع و آثار سازنده فراوانی دارد. سلمان شناسی بر اساس منابع اهل سنّت، گامی در راه شناسایی صحابی بی نظیر و نمونه پیامبر و حرکت در راه تقریب مذاهب اسلامی برای وحدت مسلمانان است. شناخت شخصیت و رفتار و دیدگاه های سلمان، راهنمای مسلمانان به سوی درک حقایق و واقعیت های تاریخی خلافت اسلامی است. آشنایی با ویژگی های سلمان فارسی، یار وفادار اهل بیت پیامبر و چهره معترض به تصمیمات سقیفه، و پشتیبان و مدافع امامت و ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، و صحابی معروف و مشهور به «شیعه علی(علیه السلام)» می تواند پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنّت را به درستی و ریشه داری مذهب شیعه رهنمون سازد و متعصّبان و افراط گرایان را از صحنه خارج و زمینه را برای گفتوگوی اندیشمندان مذاهب اسلامی فراهم نماید. سلمان فارسی شخصیت مورد اعتماد و علاقه همه مسلمانان و علمای مذاهب اسلامی است. بنابراین، آنچه در ارتباط با وی در احادیث نبوی و منابع و مجامع حدیثی اهل سنّت وجود دارد، قطعاً راهنمای پیروان پیامبر و حق طلبان خواهد بود و می تواند مذاهب اسلامی را از رویارویی با یکدیگر، به همکاری و هماهنگی برساند. در
اینجا برخی احادیث پیامبر(صلی الله علیه وآله)در ارتباط با سلمان فارسی به نقل اهل سنّت بررسی و تحلیل می شود و آموزه ها و پیام های سازنده آن تبیین می گردد.

بهشت مشتاق سلمان
«بهشت» جایگاه بندگان صالح خدا و انسان های با تقوا و مؤمن است. پیروان انبیای الهی برای ورود به بهشت کوشش می کنند و بهشت منزلگاه بهترین ها و پاکان و نیکان و رستگاران است. بهشت هدف و مقصد همگانی و عمومی است. همین بهشت در شوق ورود سلمان فارسی است. انس نقل کرده: پیامبر خدا فرمود: «انّ الجنه تشتاق الی ثلاثه: علی و عمّار و سلمان»; بهشت اشتیاق به سه تن دارد: علی و عمّار و سلمان.([30])

حذیفه نقل می کند رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اشتاقت الجنّه الی اربعه: علیّ و سلمانَ و ابی ذر و عمّاربن یاسر»;([31]) بهشت به چهار تن اشتیاق دارد: علی و سلمان و ابوذر و عمار یاسر. همچنین آن حضرت فرمود: «اتانی جبرئیل فقال: یا محمّد! انَّ الجنّه تشتاق الی ثلاثه من اصحابک: علیّ و عمّار و سلمانَ»;([32]) ای محمّد! بهشت به سه تن از اصحابت اشتیاق دارد: علی و عمّار و سلمان. در حدیث دیگر، رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) به عموم مسلمانان فرمود: «اَلا! انّ الجنّه اشتاقت لاربعة من اصحابی: علیّ و المقدادِ و سلمانَ و ابی ذر»;([33]) آگاه باشید! بهشت برای چهار تن از اصحابم اشتیاق دارد: علی و مقداد و سلمان و ابوذر. انس نقل کرده رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «ثلاثه تشتاق الیهم الحور: علیّ و عمّار و سلمان»;([34])سه نفر هستند که حوریان بهشتی اشتیاق دیدن آنان را دارند: علی و عمّار و سلمان.

با دقت در پنج حدیث مزبور، درمی یابیم که سه یا چهار صحابی از اصحاب رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) معرفی شده اند که بهشت و حوریان بهشتی مشتاق دیدار آنان هستند. این اصحاب همان پیشگامان تشیّع اند که با برترین صحابی، وزیر، وصی و خلیفه پیامبر(صلی الله علیه وآله) و نخستین امام شیعیان، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)در یک گروه قرار گرفته اند.

محبوب خدا و پیامبر
خدای متعال به همه انسان ها نیرو و توان برای رشد و کمال و رسیدن به سعادت ارزانی داشته است. برخی از این استعداد و قدرت به درستی استفاده کرده و به درجات عالی معنوی رسیده و رستگار و خوشبخت شده اند. یکی از چهره های درخشان این گروه سلمان فارسی است. خدای متعال این گروه از انسان ها را دوست می دارد و به پیامبرش نیز فرمان داده که آنان را دوست بدارد. بریده نقل کرده: رسول اللّه فرمود: «انّ اللّه تعالی امرنی بحبِّ اربعة و اخبرنی انّه یحبّهم: علیٌّ منهم و ابوذر و المقداد و سلمانُ»;([35]) خدای متعال مرا به دوستی و محبّت چهار تن فرمان داد و به من خبر داد که آنان را دوست دارد: علی از آنان است و ابوذر و مقداد و سلمان.

در این حدیث نبوی جایگاه عالی و بی نظیری برای برخی از اصحاب پیامبر تعریف شده است. خداوند توسط امین وحی خویش به پیامبرش خبر داده این گروه را دوست دارد و از پیامبر نیز خواسته آنان را دوست بدارد. نقل یک مطلب در چند حدیث نبوی بیانگر اهمیت آن است. مطابق این احادیث، سلمان در وضعیت خاصی قرار دارد، محبوب خداست و خدای بزرگ با فرستادن امین وحی بر پیامبرش این محبتش را اعلام کرده و به پیامبرش نیز امر کرده وی را دوست بدارد. اعلام عمومی این حقیقت توسط پیامبر خدا، برای رساندن پیام الهی به مردم و فراخواندن آنان به محبّت سلمان و همفکران اوست. کسی را که خدا و پیامبرش دوست دارند باید محبوب بندگان خدا و پیروان پیامبر خدا باشد و دوست داشتن وی وظیفه تمام مسلمانان و مؤمنان است.

سلمان در گروه نجبا، وزرا، رفقا و خواصّ پیامبر
هر پیامبری حواریون و اصحاب ویژه و یاران خاص داشته است. این گروه در جایگاه برتر قرار داشته اند و برجستگی آنان در خدمت به دین و یاری پیامبرشان زبانزد عموم پیروان آن پیامبر بوده است. سلمان فارسی از این افراد است. پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)از نجیبان و رفیقان خویش یاد کرده و خواصّ اصحاب خود را به مسلمانان معرفی نموده اند; می فرمایند: «انّ کلّ نبی اُعطیَ سبعةَ نجباء رفقاء و اُعطیتُ انا اربعة عشرَ...»; به
هر پیامبری هفت تن نجیب و رفیق داده شده است و به من چهارده تن عطا شده است. در ادامه حدیث، اسامی چهارده تن آمده که سلمان فارسی یکی از آنان است.([36]) در این حدیث نبوی واژه «اُعطیت» بدین معناست که این گروه از جانب خدای متعال به پیامبر عطا شده و معرفی گردیده اند و خداوند آنان را در گروه نجبا و رفقای پیامبرش قرار داده است. در حدیث دیگر، پیامبر خدا فرموده اند: «ما من نبی الّا قد اُعطِیَ سبعةَ نقباء وزراء نجباء رفقاء و اعطیت انا اربعة عشرَ وزیراً نقیباً نجیباً، سبعةٌ من قریش و سبعة من المهاجرین»; پیامبری نبوده جز اینکه به او هفت نقیب، وزیر، نجیب و رفیق داده شده است و به من هفده وزیر، نقیب و نجیب ارزانی شده است; هفت تن از قریش و هفت تن از مهاجران. در شمارش اسامی مهاجران نام سلمان فارسی قرار دارد.([37]) در حدیث نبوی دیگر، سلمان فارسی در گروه «خواصّ اصحاب پیامبر» از بین موالی و بردگان و آزادشدگان قرار گرفته است.([38]) قرار گرفتن در خواصّ اصحاب پیامبر و بودن در گروه وزیران و نقیبان و نجیبان و رفیقانِ فرستاده خدا حضرت محمّدبن عبداللّه(صلی الله علیه وآله)، امتیاز و مقام بزرگی است که نصیب هرکس نمی گردد. ارزش این فضیلت با توجه به مبدأ آن، که عطای الهی و نصب از جانب خدای متعال است، بیشتر آشکار می شود.
ادامه نوشته

اثبات وجود خداوند

آیا خدا وجود دارد؟ پنج دلیل محکم برای اثبات وجود خداوند

آیا تاکنون به این فکر کرده اید کسی شواهدی برای اثبات وجود خداوند به شما نشان دهد؟ بدون هیچ حکم و اجباری مبنی بر اینکه، "شما باید ایمان داشته باشید،" در این مقاله سعی نموده ایم با ارائه چند دلیل وجود خدا را اثبات کنیم.

اما قبل از شروع به این نکته توجه کنید. وقتی در مورد امکان وجود خدا صحبت می کنیم، کتب آسمانی می گویند افرادی وجود دارند که شواهد محکمی برای اثبات وجود خدا دیده اند اما حقیقت خدا را انکار کرده اند. از سوی دیگر او به کسانی که می خواهند بدانند آیا خدایی وجود دارد، می گوید "اگر مرا جستجو کنید خواهید یافت؛ وقتی که مرا با تمام قلبتان جستجو کنید مرا پیدا می کنید." قبل از پرداختن به حقایقی در مورد وجود خدا از خودتان بپرسید، اگر خدا وجود داشته باشد، آیا می خواهم او را بشناسم؟ در اینجا چند دلیل برای اثبات وجود خداوند ارائه شده است...

1. آیا خدا وجود دارد؟
پیچیدگی سیاره ما وجود یک خالق توانا را نشان می دهد که نه تنها جهان ما را خلق کرده بلکه آن را تا به امروز پا برجا نگه داشته است.

نمونه های بسیاری از مخلوقات خدا می توان ذکر کرد. اما ما به چند نمونه اکتفا می کنیم:

زمین... اندازه آن دقیق است.  اندازه زمین و جاذبه آن باعث ایجاد لایه نازکی اطراف آن می شود که بیشتر آن نیتروژن و اکسیژن است و فقط تا 50 مایل بالاتر از سطح زمین را تحت پوشش قرار می دهد. اگر زمین کوچکتر بود امکان وجود اتمسفر غیرممکن بود مانند سیاره تیر. اگر زمین بزرگتر بود، اتمسفر فاقد هیدروژن می شد مانند سیاره مشتری. زمین تنها سیاره ای است که اتمسفری با ترکیب درست گازها دارد که حیات را برای انسان ها، حیوانات و گیاهان ممکن می سازد.

زمین در فاصله مناسبی از خورشید قرار گرفته است. به نوسانات دمایی که بدن ما به سختی می تواند تحمل کند توجه کنید منفی 30 درجه تا مثبت 120 درجه. اگر زمین کمی دورتر از خورشید بود همه ما یخ می زدیم. اگر کمی جلوتر بود می سوختیم. حتی انحراف کوچکی در موقعیت زمین نسبت به خورشید زندگی روی زمین را غیرممکن می سازد. زمین این فاصله با خورشید را زمانی که با سرعت 67000 مایل در ساعت دور آن می چرخد حفظ می کند. همچنین همزمان دور محور خود نیز می گردد و باعث می شود سطح زمین هر روز به درستی گرم و سرد شود.

ماه به دلیل کشش گرانشی آن اندازه و فاصله مناسبی از زمین دارد. ماه باعث جزر ومد و حرکت اقیانوس ها می شود بنابراین آب اقیانوس ها راکد نمی ماند، اما در عین حال آب اقیانوس های بزرگ بر روی قاره ها سرازیر نمی شود.

آب... بی رنگ، بی بو و بدون طعم و مزه است، و هیچ موجود زنده ای نمی تواند بدون آن زندگی کند. بیشتر بدن انسان ها، گیاهان و حیوانات از آب تشکیل شده است (تقریبا دو سوم بدن انسان آب است). در ادامه به این موضوع می پردازیم که چرا ویژگی های آب آن را برای حیات ما مناسب کرده است:

آب نقطه جوش و انجماد بالایی دارد. آب به ما اجازه می دهد که در محیطی که نوسان درجه حرارت وجود دارد زندگی کنیم، و دمای بدن ما روی 98.6 درجه ثابت نگه می دارد.

آب یک حلال عمومی است. خاصیت آب این است که می تواند صدها ماده شیمیایی، معدنی و مغذی را در سراسر بدن و در کوچکترین رگ های خونی به جریان بیندازد.

آب از نظر شیمیایی خنثی است. آب تاثیری بر ساختار موادی که منتقل می کند ندارد، و این امکان را برای بدن فراهم می کند که مواد غذایی، دارویی و معدنی را جذب و استفاده کند.

آب کشش سطحی بی نظیری دارد. بنابراین می تواند در گیاهان بر خلاف جاذبه بالا برود و این ماده حیات بخش و همچنین مواد مغذی به نوک بلندترین درختان برسند.

آب از بالا به پایین یخ می زند و یخ روی آب شناور می ماند، بنابراین ماهی ها می توانند در زمستان زنده بمانند.

نود و هفت درصد آب جهان در اقیانوس ها قرار دارد. اما در کره زمین، سیستمی طراحی شده که نمک را از آب جدا می کند و سپس آن آب را در سراسر سیاره زمین پراکنده می سازد.

فرآیند تبخیر آب اقیانوس ها را می گیرد و نمک را بر جای می گذارد، ابرهایی را ایجاد می کند که به آسانی بوسیله باد جابه جا می شوند و آب را برای انسان ها، گیاهان و جانوران در سراسر سیاره به ارمغان می آورند. این سیستم پالایش است که امکان زندگی روی زمین را فراهم می کند، سیستمی که آب را احیا و قابل استفاده مجدد می کند.

مغز انسان... همزمان اطلاعات بسیار زیادی را پردازش می کند. مغز شما تمام رنگ ها و چیزهایی که می بینید را درک می کند، دمای اطراف شما، فشار گام های شما بر زمین، صداهای اطراف، خشکی دهانتان، حتی بافت و جنس کیبوردتان. مغز احساسات شما، افکار و خاطرات شما را نگهداری و پردازش می کند. همزمان مغز فعالیت های مداوم بدن شما مانند الگوی تنفس، حرکت پلک، گرسنگی و حرکات ماهیچه ها را کنترل می کند.

مغز انسان بیش از یک میلیون پیام را در ثانیه منتقل می کند. مغز اهمیت این اطلاعات را می سنجد و اطلاعات غیرضروری را جدا می کند. عملکرد مغز متفاوت از سایر اندام ها است. هوش شما، توانایی در استدلال، احساسات، رویا پرازی و تدبیر، عمل کردن، و ارتباط با دیگران  توسط مغزتان انجام می شود.

چشم ها... هفت میلیون رنگ را تشخیص می دهند. به صورت خودکار متمرکز می شوند و همزمان 1.5 میلیون پیام را ارسال می کنند. فرضیه تکامل روی تغییر و تحولات در موجودات زنده موجود تمرکز می کند. هنوز فرضیه تکامل به تنهایی نمی تواند مبدا اولیه مغز یا چشم و یا بوجود آمدن موجودات زنده از ماده بی جان را به صورت کامل توضیح دهد.

2. آیا خدا وجود دارد؟ جهان مبدأی دارد- علت آن چیست؟

دانشمندان معتقدند که جهان در نتیجه یک انفجار عظیم نور و انرژی بوجود آمده است، که آن را بیگ بنگ می نامند. این انفجار مبدا هر چیزی است که اکنون وجود دارد: آغاز جهان، مبدا فضا، و حتی مبدا اولیه خود زمان.

رابرت جاسترو متخصص فیزیک نجومی، که خود را منکر وجود خدا معرفی می کند، می گوید، "اساس هر چیزی که در جهان اتفاق می افتد در آن لحظه نخستین بنیان نهاده شده است؛ هر ستاره، هر گیاه و هر مخلوق زنده ای در جهان در نتیجه وقایعی که در لحظه انفجار کیهانی اتفاق افتاده بوجود آمده است... جهان ناگهان بوجود آمد و ما نمی توانیم بفهمیم علت آن چیست."

استیون وینبرگ، برنده جایزه نوبل فیزیک، می گوید در زمان این انفجار، "جهان صدها هزار درجه سانتی گراد حرارت داشت... و جهان با نور و روشنایی پر شده بود."

جهان همیشه وجود نداشته است. جهان آغازی دارد... چه چیز باعث آن شد؟ دانشمندان هیچ توضیحی برای انفجار ناگهانی نور و ماده ندارند.

3. آیا خدا وجود دارد؟ جهان با قانون های طبیعی یکسانی در جریان است. چرا؟

ممکن است بیشتر چیزهای زندگی در تغییر باشد، اما به چیزهایی توجه کنید که هیچگاه تغییر نمی کنند:

جاذبه زمین همیشه وجود دارد، فنجان داغ چای روی میز سرد می شود، زمین طی 24 ساعت دور خود می گردد، و سرعت نور تغییری نمی کند چه روی زمین و چه در کهکشان های دور.

چه چیز باعث می شود قوانین طبیعت هیچگاه تغییر نکنند؟ چرا جهان این چنین منظم و پایا است؟

"بزرگترین دانشمندان تحت تاثیر اعجاب آن قرار گرفته اند. هیچ ضرورت منطقی برای جهان وجود ندارد که از قوانین پیروی کند، چه رسد به پیروی از قوانین ریاضیات. این شگفتی نشات گرفته از این حقیقت است که جهان مجبور به حرکت در این مسیر نیست. آسان است جهانی را تصور کنیم که در آن شرایط به صورت غیرقابل پیش بینی لحظه به لحظه تغییر می کنند یا حتی جهانی که چیزها ناگهان به وجود می آیند و ناگهان از بین می روند."

ریچارد فینمن، برنامه جایزه نوبل الکتروداینامیک کوانتوم، می گوید، " اینکه چرا طبیعت بر پایه ریاضیات است یک معما است... این حقیقت که قوانینی وجود دارند نوعی معجزه است."

4. آیا خدا وجود دارد؟ کد DNA عملکرد سلول ها را برنامه ریزی می کند.

تمام دستورالعمل ها، آموزش ها، تعلیمات از روی  قصد و نیت هستند. کسی که دستورالعملی می نویسد هدفی دارد.  آیا می دانستید که در هر سلول بدن ما یک کد دستورالعمل با جزئیات کامل وجود دارد، مانند یک  برنامه کامپیوتری کوچک؟ احتمالا می دانید یک برنامه کامپیوتری از صفر و یک ایجاد شده است مانند این 110010101011000. روشی که آنها کنار هم گذاشته می شوند به کامپیوتر می گوید چه کند. کد DNA در هر یک از سلول های ما خیلی شبیه به هم هستند. این کد از چهار ماده شیمیایی ساخته شده است که دانشمندان به صورت مختصر A، T ،G ،C   می نامند. آنها به این صورت در سلول ها کنار هم چیده شده اندCGTGATCGCATGC . سه میلیارد از این حروف در هر سلول انسان وجود دارد!

درست مانند وقتی که شما تلفن خود را برنامه ریزی می کنید، DNA نیز سلول را راهنمایی می کند. DNA یک برنامه سه میلیارد کلمه ای است که به سلول می گوید چگونه عمل کند. DNA یک دفترچه راهنمای کامل است.

چرا این موضوع اینقدر شگفت انگیز است؟ شاید یک نفر بپرسد...چگونه این برنامه اطلاعاتی در هر سلول انسان وجود دارد؟ باید گفت که اینها صرفاً مواد شیمیایی نیستند. این ها موادی هستند که عملکرد سلول را هدایت می کنند، و به تفضیل مشخص می کنند که بدن شخص دقیقاً چگونه باید عمل کند.

دلایل طبیعی و بیولوژیکی هیچ توضیحی ندارند که چه زمانی اطلاعات برنامه ریزی شده ایجاد شده اند. شما نمی توانید دستورالعملی را پیدا کنید که چنین اطلاعات جامعی داشته باشد بدون اینکه کسی بدون دانش آن را نوشته باشد.

5. آیا خداوند وجود دارد؟ می دانیم که خدا وجود دارد زیرا او در طلب ماست. او به صورت مداوم به دنبال این است که ما به سوی او بازگردیم.

من زمانی منکر خدا بودم. و مانند بسیاری از بی دینان، اعتقاد مردم به خدا مرا بسیار آزار می داد. چرا یک ملحد باید وقت و توجه و انرژی زیادی را صرف انکار موضوعی کند که خودش اعتقادی به وجود آن ندارد؟

چه چیز باعث می شد اینگونه رفتار کنم؟ وقتی یک بی دین بودم، می خواستم  به این افراد بیچاره و فریب خورده کمک کنم تا بفهمند امیدشان بی پایه و اساس بود. اگر بخواهم صادقانه بگویم، من هدف دیگری نیز داشتم. وقتی آنهایی را که به وجود خدا اعتقاد داشتند به چالش می کشیدم، خیلی کنجکاو بودم که ببینم آیا آنها هم می توانند مرا قانع کنند. بخشی از تلاش من برای این بود که از تردید در مورد وجود خداوند آزاد شوم. اگر سرانجام می توانستم به افراد معتقد ثابت کنم که اشتباه می کنند، این مسئله در ذهنم حل می شد و من آزاد بودم که در زندگی ام تغییر ایجاد کنم.

اما من نفهمیدم دلیل اینکه موضوع خدا این قدر ذهن مرا درگیر کرده، این است که خدا این چنین می خواهد. سرانجام فهمیدم که خدا می خواهد شناخته شود. او ما را با این هدف خلق کرده که او را بشناسیم. او در اطراف ما شواهد زیادی برای اثبات وجودش قرار داده و پرسش و جستجو در مورد وجودش را قبل از ما بوجود آورده است. مانند وقتی که من نمیتوانستم از تفکر در مورد امکان وجود خدا بگریزم. در حقیقت روزی که تصمیم گرفتم وجود خدا را قبول کنم، معبود من با این جمله شروع کرد که، "بسیار خوب، تو برنده شدی..." ممکن است دلیل اصلی این که کافران توسط مومنین آزرده می شوند این باشد که خدا به طور جدی به دنبال آنها است.

من تنها کسی نیستم که چنین تجربه ای داشته است. مالکوم موگردیج، نویسنده موضوعات اجتماعی و فلسفی، می نویسد،" حسی داشتم که انگار این منم که در خلال کاوشم، دنبال شده ام. " سی اس لویس می گوید که به یاد دارم، "هر شب وقتی ذهنم برای یک لحظه از کارم فارق می شد او بی امان و محکم به من نزدیک می شد، او کسی بود که جداً نمی خواستم با او روبرو شوم. سرانجام تسلیم شدم و قبول کردم که خدا خداست، و زانو زدم و راز و نیاز کردم: شاید، آن شب، در سراسر سرزمینم من دلشکسته ترین و مرددترین کسی بودم که تازه ایمان آورده بود."

لویس در نتیجه شناخت خدا کتابی نوشت با عنوان،" شگفت زده از شعف." من هم انتظار دیگری نداشتم جز اینکه وجود خدا را حقیقتاً قبول کنم. هنوز بعد از ماه ها، من هنوز از عشقش نسبت به خودم شگفت زده ام.


اگر می خواهید با خدا ارتباط برقرار کنید، همین حالا اقدام کنید.

تصمیم با شماست، هیچ اجباری وجود ندارد. اما اگر می خواهید مورد مغفرت خدا قرار گیرید و با او ارتباط برقرار کنید، می توانید همین حالا از او بخواهید که شما را ببخشد و به زندگی تان وارد شود.

آیا خدا وجود دارد؟ به تمام این حقایق توجه کنید، یک نفر ممکن است نتیجه گیری کند که خدای مهربان وجود دارد و می تواند شخصاً او را بشناسد. اگر اطلاعات بیشتری در مورد وجود خدا می خواهید بدانید می توانید به کتب گوناگونی که در این زمینه نوشته شده مراجعه کنید.

.

مترجم: زهرا شریعتی

احترام به عقاید دیگران

باز گردیم به اصل خویش

شاهنشاه کورش هخامنشی پس از فتح بابل، به رسم پادشاهان آن دوران، منشوری را به زبان بابلی به یادگار گذاشت که امروزه ما آن را منشور حقوق بشر کورش مینامیم.

در بخشی از منشور شاهنشاه بر میخوریم به دستور کورش در مورد بازسازی معابد قدیمی و بازگرداندن خدایان به جایگاه قبلی و باز نمودن نیایشگاهها و آزادی مردم در پرستش خدایانشان

کورش مغلوبان را به همبستگی و بازسازی دعوت میکند و مردمی که مهاجرت کرده اند به شهر بابل فرا میخواند

مرام و عقاید دینی کورش شاه هنوز کاملن شفاف و مشخص نشده و تاریخ شناسان به نقطه نظر مشترکی نرسیده اند

درس اولی که میتوانیم از منشور کورش فرا گیریم احترام به عقاید دیگران است حتا زمانی که در موضع قدرت هستیم به دیگران و عقایدشان احترام بگذاریم.

اصل مهم صلح و همبستگی احترام به عقاید دیگران است

در یک جامعه دین گریز ِ مذهبی نمیتوان با زور عقاید خودمان، هر چند درست یا غلط را به دیگران بقبولانیم

تلاش دین گریزان و دین مداران قرن بیست و یکمی برای ←چپاندن‼→ عقاید خود در ذهن دیگران همواره  با شکست مواجه میشود و نتیجه ای جز اختلافات بیشتر بین این دو دسته به همراه ندارد

در مقابل کورش برای برپایی جامعه ای آرام و صلح  و پیشرفت در بابل(بابلی که پادشاه سقوط کرده اش خدایان بابلی و نیایشگاهها را نابود کرده تا خدایی تازه به بابلیان قالب کند)راه حل احترام به عقاید همدیگر را پیشنهاد میکند و تمامی خدایانی که در بابل بودند و تمام نیایشگاهها را بازسازی میکند و فرمان میدهد که تمام مردم در پرستش خدایانشان آزاداند

 

"من برده‌داری را بر‌انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند."

"من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اَکَـد را که نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم. بشود که دل‌ها شاد گردد."

 

ما ایرانیان باید از این نکته مهم در منشور کورش درس بگیریم و همواره در زندگی به عقاید دیگران بگذاریم مخصوصن در این دوره  $*&%*^&!@

اصولن عقاید مخصوصن مذهبی دیگران و طرزفکر دیگران اونقدر مسئله بزرگ و مهم و قابل بحثی نیست که ما در مقابل آن سریع جبهه بگیریم و سعی در چپاندن عقاید خودمان در ذهن دیگران داشته باشیم

هر کسی هر طرزفکر و مرامی داره  برای خودش ارزش منده ما فقط میتوانیم نصیحت کنیم و نشانه ها رو جلوی پای او قرار دهیم.

احترام به عقاید دیگران را از فاتح بابل فرا گیریم


ادامه نوشته

اجتماعي /عینک خوش بینی

براي تقويت مثبت انديشي، روابط خود را با افراد شاد و مثبت انديش بيشتر كنيد
لذت بردن از زندگي با عينك خوشبيني
جام جم آنلاين: مثبت‌انديشي به معناي آن است كه تصور خوبي از خود داشته باشيم نه آ‌ن كه همواره خود را سرزنش كنيم. مثبت‌انديش بودن يعني نيك انديشيدن درباره ديگران و با آنان به صورت مثبت برخورد كردن.

اين واژه به معناي ناديده گرفتن كاستي‌ها، انتقاد نكردن و عدم تلاش در جهت بهبود آنها نيست، بلكه به معناي ديدن واقعيت و برنامه‌ريزي دقيق، هدفمند و اميدوارانه براي تغيير آن است. معمولا افراد مثبت‌انديش در يك موقعيت ثابت ارتباطي، بيشترين لذت را مي‌برند و اثربخش‌ترين ارتباط را برقرار مي‌كنند.

مثبت‌انديشان چشم و گوش و حواس خود را در راستاي خوبي‌ها، حسن‌ها، نقاط قوت، زيبايي‌ها، توانايي‌ها، تشويق‌ها و پيدا كردن راه‌حل‌ها به كار مي‌گيرند. اين افراد اميدوار به آينده، پرتلاش،‌ خلاق، فعال و شاد، پرانرژي و حمايت‌كننده‌اند، برخلاف افراد منفي‌نگر كه تمام حواس خود را در راستاي اشكالات، ايرادها، كاستي‌ها و ضعف‌ها به كار مي‌گيرند و منفعل،‌ غمگين، بدبين، شكاك، دو دل، كم‌انرژي و افسرده‌اند. افراد منفي هيچ‌گاه نمي‌توانند ارتباط موثري با ديگران برقرار كنند و از ارتباطشان لذت ببرند.

افكار منفي را حذف كنيد

نخستين گام در دستيابي به قدرت تفكر مثبت، ‌درك صحيح افكار منفي و آموختن شيوه حذف آنهاست. اگر پيوسته در ذهن خود افكار منفي را بپرورانيد، قطعا از طول عمرتان كاسته مي‌شود، روابطتان با ديگران توام با هراس خواهد بود و بر مشكلاتتان اضافه مي‌شود. علاوه بر اين، نشاط را در پديده‌هاي پيرامونتان درك نخواهيد كرد. تفكر منفي، منفي‌بافي را تقويت مي‌كند و بر دشواري‌هاي زندگي مي‌افزايد. از طرفي آلودگي‌هاي فكري كه از كاربرد ناشيانه احساسات نشات مي‌گيرد، احساس ناخوشي و افسردگي را در ما ايجاد مي‌كنند. ما براي دور شدن از افكار منفي،‌ بايد بياموزيم كه چگونه اين افكار آلوده را از ذهن و جسم خود پاك كنيم و نيروهاي تفكر مثبت را از آنها
بيرون بكشيم.

به طور كلي 8 نوع آلودگي فكري متداول وجود دارد كه بر همه انسان‌ها تاثير مي‌گذارد. اين آلودگي‌ها شامل غبطه، حسد، طمع،‌ خشم، شهوت، خودپسندي، افكار و اعمال نسنجيده و خودخواهي است. اين آلودگي‌ها موجب پيدايش انواع افسردگي‌ها مي‌شود كه بر سلامت جسمي، احساسي و معنوي ما تاثير منفي مي‌گذارد. اگر اين آلودگي‌ها را به طور دائم تجربه كنيم،‌ فعاليت‌هاي مغزمان تحت تاثير آنها قرار مي‌‌گيرد. اين هشت آلودگي فكري،‌ مسيرهايي ميان ذهن و جسم پديد مي‌آورند كه زيانبار است. مي‌توانند رنج، بدشانسي و بيماري‌هاي جسمي و رواني را پديد آورند. براي پيدا كردن منشأ هر بيماري جسمي و رواني لازم است به اين آلودگي‌هاي فكري توجه كنيم. اگر بتوانيم نيروهاي منفي نهفته در مشكلاتمان را بشناسيم، قادر خواهيم بود آن را تغيير دهيم.

يكي از مهم‌ترين اين آلودگي‌ها، غبطه مي‌باشد. غبطه مي‌تواند در بسياري از ارتباطات انساني وجود داشته باشد از شادماني و نشاط بكاهد و موجب بيماري در 2 نفر ‌شود؛ هم كسي كه غبطه مي‌خورد و هم شخصي كه مورد غبطه است. وقتي احساس غبطه مي‌كنيم حس شادي و ارتباط با ديگران را از دست مي‌دهيم.

غبطه براي انسان سازنده و مثبت نيست، بلكه او را غمگين مي‌كند. افرادي كه درگير اين احساس مخرب هستند، بسختي نصايح ديگران را مي‌پذيرند يا از اشتباهات خود درس مي‌گيرند.

معاشرت با افراد منفي را كم كنيد

اين كه شما با چه كساني معاشرت مي‌كنيد از اهميت زيادي برخوردار است. وقتي در كنار افراد مثبت هستيد طبيعتا شادمان‌تر مي‌شويد و بر رضايت خاطرتان افزوده مي‌شود. اما زماني كه با اشخاص منفي وقت صرف مي‌كنيد، احساس گرفتگي، تنش، تشويش، ناراحتي و بيماري مي‌كنيد. زماني كه در كنار افرادي قرار مي‌گيريد كه به شما استرس مي‌دهند، آنان آدرنالين را در خون شما سرازير مي‌كنند و شما تحت تاثير آن مشوش و گرفته مي‌شويد هم چنين افزايش هورمون استرس كورتيزول، نورون‌هاي مغزي را با دشواري روبه‌رو مي‌كند.

طي سال‌ها، افرادي معتقد بوده‌اند زندگي با كساني كه از اسكيزوفرني، اختلال دوقطبي، افسردگي، اختلال وحشت، اختلال كمبود توجه يا اختلال شخصيت فردي رنج مي‌برند روي سلامتي جسماني و احساس آنها تاثير منفي داشته است. ما بايد خود را طوري تربيت كنيم كه افراد منفي را از زندگي‌مان دور سازيم. معمولا ما فراموش مي‌كنيم كه تحت تاثير افرادي كه با آنها كار مي‌كنيم، رابطه اجتماعي داريم و وقت‌مان را با آنها مي‌گذرانيم، هستيم. راه‌حل اين موضوع بسيار ساده است. خود را با آن دسته افرادي كه دوست داريد مانند آنها باشيد، احاطه كنيد. روان‌شناسان ثابت كرده‌اند كه حتي معاشرت عادي، با افراد خرده‌گير و عبوس براي خراب كردن همه فرصت‌هاي موفقيت‌‌هايمان كافي خواهد بود.

تا جايي كه تجربيات نشان مي‌دهد يكي از نشانه‌هاي اشخاص ناخشنود و ناراضي اين است كه آنها با اشخاص منفي معاشرت مي‌كنند. اشخاصي كه آنها را تحقير مي‌كنند، به قابليت‌هايشان اعتماد ندارند، اهدافشان را دست‌كم مي‌گيرند و طوري با آنها رفتار مي‌كنند كه انگار هرگز به جايي نخواهند رسيد. از طرفي معمولا كساني كه در محيط‌هاي منفي بزرگ مي‌شوند، اغلب منفي رشد مي‌كنند و به اين محيط منفي و منفي بودن عادت مي‌كنند و با آن كه عجيب به نظر مي‌رسد با اين وضع راحت‌تر هم هستند. اين چيزي است كه مغز آنها مي‌شناسد.

براي مثال اگر يك والد فاقد احساس امنيت خاطر براي اين كه خود به احساس بهتري برسد مرتب فرزندش را تحقير مي‌كند، اين فرزند زماني كه بزرگ مي‌شود احساس مي‌كند كه موجود ارزشمندي نيست و بايد با كساني بجوشد و زندگي كند كه به او احساس خوب بودن مي‌دهند يا كودكاني كه شاهد مشاجره دائم پدر و مادر خود هستند به اين نتيجه مي‌رسند كه اصلا رابطه زناشويي ذاتا مساله‌ساز است. خود آنها هم وقتي ازدواج مي‌كنند انتظار چنين رابطه‌اي را با فرزندان خود دارند، پس روابط گذشته روي روابط حال حاضر تاثير مي‌گذارند. اگر روابط گذشته فرد مملو از منفي‌بيني بود اين امكان وجود دارد كه در آينده هم خود را در شرايط منفي احساس كند، فراموش نكنيم ما به اطرافيان خود ياد مي‌دهيم كه چگونه برخوردي با ما داشته باشند.

اگر با اعمال و رفتار خود به آنها بياموزيم كه بايد به ما احترام بگذارند، آنها يا با ما محترمانه رفتار مي‌كنند يا ما آنها را از زندگي خود دور مي‌كنيم. اگر به آنها ياد بدهيم كه حرف‌ها و نظرات منفي‌شان را مي‌پذيريم يا بدرفتاري‌هاي كلامي و جسماني آنها را تحمل مي‌كنيم، ممكن است به بدرفتاري‌هاي خود با ما ادامه دهند. پس به اساس رابطه خود با ديگران فكر كنيد، اگر اشخاص منفي پيرامون‌تان نخواهند يا نتوانند كه تغيير كنند، از زماني كه با آنها مي‌گذرانيد، بكاهيد. اگر قادر نيستيد روابط خود را با افراد منفي در اطراف‌تان قطع كنيد سعي كنيد از آنها تا اندازه‌اي
دوري كنيد.

شما مجبور نيستيد كه با اين افراد منفي بيش از اندازه وقت صرف كنيد در عوض بهتر است با كساني وقت خود را بگذرانيد كه روحيه شما را بهتر مي‌كنند. شما نيازمند آن هستيد كه روابط جديد و مثبتي ايجاد كنيد، پس وقتي كسي به زندگي شما چيز خوبي اضافه مي‌كند، مراقب حفظ آن رابطه باشيد و در تداوم آن بكوشيد.

تعادل لازمه مثبت‌انديشي

اگر انسان، تعادل ميان اجزاي گوناگون زندگي خود را از دست دهد، دچار بيماري و اندوه مي‌شود. بدرفتاري با خود، آزار رساندن به جسم، انجام كاري كه دوست ندارند، ادامه روابط ناخوشايند و غذاي نامناسب خوردن مي‌تواند تاثير ناگواري بر سلامت شما بگذارد، اين مساله بسيار مهم است كه پيشگيري، شامل قوانيني سخت و انعطاف‌ناپذير نيست كه حتما بايد انجام شود، بلكه به معناي شناخت خود، نيازهاي جسمي و فكري و همچنين شيوه زندگي متناسب با شماست.

عوامل مهم در يك زندگي متعادل، تفريح كردن، خوردن غذاي مناسب، خواب كافي، ورزش منظم و روزانه، دوست داشتن و احساس دوست داشته شدن و انجام كار مورد علاقه است.

اگر مي‌خواهيد روحيه خود را تقويت كنيد، تحرك داشته باشيد. تمرين و ورزش سلامتي به همراه دارند تمرين‌هاي ورزشي كمك مي‌كنند تا بتوانيد با استرس و فشار رواني مقابله كنيد. ورزش همچنين توليد مواد شيميايي مغز را كه باعث سرخوشي مي‌شوند، افزايش مي‌دهد، پس يك رژيم ورزشي را در پيش بگيريد كه بتوانيد از آن لذت ببريد و قدرت ادامه دادن آن را هم داشته باشيد. همچنين سعي كنيد كه خواب خوب داشته باشيد چراكه اشكال در خوابيدن، نشانه وجود مشكلي در مثبت‌انديشي است.

بي‌خوابي موجب آشفتگي رواني، فشار و استرس و افسردگي مي‌شود. تا حد امكان ساعات مشخص و معيني را براي خواب و بيداري خود معين كنيد و آن را به طور منظم رعايت كنيد. مثبت بودن با وجود فشار و استرس نيز بسيار مشكل است، براي كم كردن از سطح فشار و استرس در خود بلافاصله پس از احساس فشار به انجام كار عملي بپردازيد. به هر تقاضاي غيرمنطقي كه از شما مي‌شود «نه» بگوييد. سعي كنيد مشكلات زندگي را طبقه‌بندي كنيد، براي استراحت يا انجام كارهاي غيرضروري زمان‌هاي مناسبي را در نظر بگيريد. در ضمن بررسي كنيد و ببينيد كه چه مواقعي فشارها، ناشي از احساس بي‌مصرفي يا خستگي هستند.

تغذيه و تاثير آن بر مثبت‌گرايي

اين گفته كه «عقل سالم در بدن سالم است» كاملا درست است. عواطف و احساسات شما رابطه بسيار نزديكي با آنچه مي‌خوريد دارد. شواهد زيادي وجود دارد كه مصرف غذاهاي نامطلوب، بدن را به سوي هيجان‌ها و عواطف منفي سوق مي‌دهد. اگر غذايي كه مي‌خوريد سبب شود تا سطح قند خون شما يكباره بالا برود يا آدرنالين يكباره به طور ناگهاني در شما زياد شود يا غذايي بخوريد كه به آن حساسيت داريد، احتمال دارد كه دچار بي‌ثباتي عاطفي و احساس شويد. يك رژيم غذايي را انتخاب كنيد كه از افزايش هيدرات‌هاي كربن و قندها جلوگيري كند. بدن انسان به طور طبيعي، موارد انتقال‌دهنده عصبي مشخص توليد مي‌كند كه يكي از آثار آنها اين است كه كمك مي‌كنند تا احساس خوشايندي داشته باشيد.

ازجمله اين مواد، ماده‌اي به نام سروتونين است كه باعث آرامش و خونسردي مي‌شود و شما را خوشبين مي‌كند. براي به دست آوردن سروتونين، غذاهايي بخوريد كه از نظر هيدرات‌هاي كربن تصفيه نشده غني باشند مانند غلات، ماكاروني، برنج و سبزي‌هاي نشاسته‌دار، همچنين مصرف غذاهايي كه سرشار از اسيدهاي آمينه باشند، مانند مرغ، ماهي، گوشت (گوسفند يا گوساله)‌، آجيل، حبوبات و بنشن و مصرف غذاهايي كه داراي انواع مختلف
ويتامين
B، كلسيم، اسيد فوليك، آهن، منيزيم و چربي امگا 3 هستند.

به ياد داشته باشيد ايجاد تندرستي كه تاثير زيادي بر مثبت‌انديشي دارد، با غذايي كه هر روز مي‌خوريد ارتباط دارد. غذايي كه مي‌خوريد، قسمتي از وجود شما مي‌شود و به جسمتان سوخت مي‌رساند. هر چه وارد بدن شما شود جذب خواهد شد و بدن، نهايت تلاش خود را براي استفاده درست از آن به كار مي‌گيرد. البته فرقي نمي‌كند كه آن چيز خوب باشد يا بد.

وقتي غذا مي‌خوريد در حقيقت تمامي انرژي موجود در زنجيره توليد و فرآوري غذا را جذب مي‌كنيد. غذايي كه بيش از حد فرآوري شده باشد شايد براي سلامت شما مضر باشد، هر چه زنجيره توليد غذا ساده‌تر و غذا سالم‌تر باشد، فايده بيشتري براي بدنتان دارد.

واژه‌ها و عبارات مثبت را انتخاب كنيد و به كار ببريد

زبان نه‌تنها نشانه رفتار است، بلكه بر آن تاثير هم مي‌گذارد. بنابراين براي مثبت زندگي كردن، واژه‌ها و كلمات مثبتي را انتخاب كنيد و به كار ببريد. عبارات و جملات مثبت، جملاتي هستند كه براي ارتقاي مثبت‌نگري نسبت به خود و تشويق و افزايش روحيه طراحي مي‌شود.

لازم است اين جمله‌ها پي‌درپي تكرار شود تا به اين وسيله در چارچوب ذهني شخص جاي گيرد. جملاتي مانند «من مي‌توانم» يا «ديگران مرا دوست دارند» موجب مي‌شوند تا باورهاي مثبت بر بخش نيمه‌هشيار ذهن شما حك شوند و نقش ببندند.

اين كار مي‌تواند به شما كمك كند تا به هدف خود برسيد. ساختن عبارت‌هاي مثبت، كار دشواري نيست، فقط سعي كنيد از جملات منفي پرهيز كنيد و از فعل زمان حال استفاده كنيد تا بخش ناهشيار ذهنتان بفهمد كه شما همين الان قصد انجام آن كار را داريد و مي‌خواهيد دست به كار شويد. پس از ساختن جمله تاييدي، آن را با انرژي در فواصل زماني منظم تكرار كنيد تا اثر خودش را بگذارد.

چند توصيه

براي تقويت نگاه مثبت‌ به ديگران، انجام دادن اين موارد توصيه مي‌شود:

هر كس را همان گونه كه هست بپذيريد چراكه اين تصور كه همه انسان‌ها، همان گونه كه ما مي‌خواهيم بايد خوب باشند و هيچ عيب و ايرادي نداشته باشند، تصويري غيرواقعي است.

با مثبت‌نگري و اعتماد به ديگران، در آنها انگيزش كافي ايجاد كنيد و آنان را تحت تاثير قرار دهيد.

هيچ گاه از هيچ گفته‌اي، فورا نتيجه‌گيري نكنيد، بلكه اول همه شنيده‌هاي خود را خوب بررسي كنيد چراكه هميشه نمي‌توان ظاهر امر را پايه قضاوت قرار داد.

وقتي مي‌خواهيد اظهارنظر منفي كنيد، آن را به نحوي ارائه دهيد كه به تغيير رفتار فرد منجر شود.

در ارتباط با ديگران هيچ گاه بي‌طرف نباشيد، يعني نسبت به اطرافيان خود بي‌توجهي نكنيد، سعي كنيد آنچه انجام مي‌دهند را به طريق مثبت مورد توجه قرار دهيد.

ادامه نوشته

شعری در مورد شهادت حضرت امام کاظم ع

       شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام

 

سلام ای  یوسف زندانی عشق             به اذنت آمدم مهمانی عشق

سلام ای باب حاجات دو دنیا                 شفاعت کن ز جمع ما  در عقبا

سلام ای موسی زهرای اطهر              امام  هفتمین از نسل حیدر ع

سلام  ما  به  صحن  کاظمینت                 به فرزندت  رضا نور دو عینت

سلام ای حضرت موسی بن جعفر          که باشد بر لبت ذکر پیمبرص

سلام ای حضرت مظلوم و تنها                الا  ای  داغدار زخم زهرا ص

دو چشمت غرق نم گردیده از غم           بنا لی   در  عزای   او  دمادم

برای  چشم گریانت  بمیرم                     که صبح و شام نالیدی ز ماتم

تو شاه و شیر مرد عالمینی                    عزادار   مصیبات  حسینی  ع

بمیرم کنج زندان ناله کردی                زمین را زین ستم شرمنده کردی

زبانت روزه و افطار سیلی                       که رویت از ستم گردیده نیلی

میان هر مناجاتت شب و شام              شنیدی از عدویت حرف و دشنام

به دست و پای تو زنجیر بستند             همانانکه  همه  ملعون  و  پستند

دلت یاد شهید کربلا کرد                          همانکه تشنه  لب  یاد  خدا کرد

بمیرم دخترت مظلومه تنهاست            عزیز  قلب  تو  معصومه  تنهاست

ببین گریان شده شاه خراسان                   ز  تابوت   تو  بر  دوش  عزیزان

پس از دوری به دیدارت رسیدند                 پی  تابوت   تو   از  غم   دویدند

ا لیاس دوستی زینبی                 24/4/1388     21 / رجب /0 143   

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

باب الحوائج

سید علی اصغر موسوی

می گویم یا بابَ الحوائج!

و تنها نگاه می ماند و قطره قطره اشک های بی صدا!

تنها نگاه می ماند و قطعه قطعه سخنی بر گلو خشکیده:

السَّلامُ عَلَی الْمُعذَّبِ فی قَعر السُّجُون...

... و یک باره، آتشفشان دل می آشوبد و گریه، سراسر گونه هایم را به مرثیه می خواند:

و ظُلَمِ الْمَطَامیرِ ذِی السَّاقِ الْمَرضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ...

آه! چه تلخ است، نگاه آزادی را زندانی کردن!

چه زشت است آسمان را به زندانبان سپردن!

آه، که ناگوار است؛ اهریمن بر سریر و سلیمان در تاریکنای تنهایی ها!

چه جانگداز است، غروبی که سعی کند خورشید را به لحظه های فراموشی بسپارد!

نه! نمی توانست زندانی باشد؛ آخر، «حقیقت» که زندانی نمی شود!

آخر، پرتو نور الهی را نمی شود خاموش کرد!

جمال «موسوی»اش که پرتوای از جمال الهی بود، گویی از زندان بغداد تجلّی کرده است! تمام کاینات، هر شب بهره مند از «شعشعه پرتو ذاتش» بودند و حجّت خدا، دل های پر از باور مؤمنان را به سیر معنوی کلامش می سپرد!

مولا جان! ای دریای رحمت و ای شفاعت جاری! چهارده سال به عبادت های زیبایت، آسمان و زمین درود فرستادند و تبلور «قَد اَفَلح المؤمنون» را در جمال آسمانی ات به تماشا ایستادند. چهارده سال تو در باورها بودی و دشمنانت، گمانه های خویش را به بند کشیده بودند!

چهارده سال صداقت نگاهت، آسمان و زمین را به تماشا فرا خواند و تنها سیاه جامگانِ سیاه دل عباسی، خود را محروم از زیارتت کردند!

امّا چگونه می توانم نادیده بگیرم، تمام غریبانه های دلم را:

گوشه ای، یا خلوتی، کو، تا بنالم همچو نی بر تمام ناله هایم، من ببالم همچو نی
سینه ام را بی مهابا، تا زداغت پر کنم از غروب روزهای بی چراغت، پر کنم
بر تمام غربتی که سال ها اندوختی عاشقانه، در جوار عشق جانان، سوختی!
کاش می شد، اشک ریزان، بی قرارت همچو شمع شعله گیرم من بسوزم در جوارت همچو شمع!...

می گویم: یا باب الحوائج!

و قنوت دست هایم، پر از یاد تنهایی ات می شود، تنهایی!

تنهایی در خلوتی به وسعت عرش و فرصتی به طول تاریخ!

تنهایی! تنهاییِ عارفانه ای که اعتکاف از صداقتت درس می گیرد و عبادت، مقابل پیشانی ات به خاک می افتد.

می گویم: یا بابَ الحوائج! و حاجتم بر آورده می شود ـ آخر کدامین حاجت بالاتر از توّجه و عنایت حضرتت!؟

می گویم: یا بابَ الحوایج!

و در قنوتم، کهکشانی از نیاز، نقش می بندد؛ انگار تمام دردهای بشری، با دعای تو قابل درمانند! آرزوهای بسیاری از دلم می گذرد، امّا تمام آرزوهایم معطوف به زیارتت می شود، تا بیایم و از نزدیک درد دل کنم و بنالم؛ بنالم از داغ و غصه هایی که دارم! بنالم از تنهایی و مثل نی، از جدایی ها شکایت کنم.

با تو از نیایش های انتظار بگویم؛ انتظاری که قرن هاست، تمام آرزوهایمان را به خود معطوف کرده است؛ آرزوی ظهور موعود!

آرزوی حضور آن صداقتِ محض بر سریر عدالت! آرزوی سپیده ای بدون فلق و آسمانی بدون ابر!

مولا جان، بابَ الحوائج! دردمندانیم، جویای درمان؛ اینک این تو و کَرَمت!

تبریک مبعث

http://www.radsms.com/wp-content/gallery/card-postal-rooze-mabas/Cart%20Postal%20Mabase%20Payambar%5BRadsMs.Com%5D03.jpg

یا محمد ای خرد پابست تو                ای چراغ مهر و مه در دست تو

هر زمان گلواژه هایت تازه تر                بلکه از هستی بلند آوازه تر

ختم شد بر قامتت پیغمبری             این ترا باشد دلیل برتری . . .

پیشاپیش عید مبعث مبارک

مبعث پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله

سفیر رستگاری(مبعث پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله )

پدید آورنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 157

مفهوم بعثت

بعثت، به معنای برانگیخته شدن برای انجام کاری است و مبعث، روزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند متعال به رسالت مبعوث گردید. در قرآن کریم واژه بعثت با صیغه های مختلف به کار رفته و در مجموع به دو قسمت تقسیم می شود: قسمت اوّل درباره بعثت پیامبران است، مانند آنجا که می فرماید: «به تحقیق در هر امتی رسولی را برانگیختم». قسمت دیگر درباره دوران پس از مرگ و زنده شدن مردگان می باشد، همانند آن جا که می فرماید: «آنان که کافر شدند، پنداشتند هرگز برانگیخته نمی شوند. بگو آری سوگند به پروردگارم که البته برانگیخته خواهید شد. سپس خبر داده می شوید بر آن چه عمل کرده اید و آن بر خداوند آسان است». نیز از زبان حضرت عیسی علیه السلام نقل می کند که می فرماید: «سلام بر من هنگامی که ولادت یافتم و آن گاه که بمیرم و در آن زمان که زنده شوم».

قلمرو بعثت

قرآن کریم در آیات مختلف، جهانی بودن رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را مطرح نموده است. از آن شمار در سوره اعراف و سبأ آمده است: «بگو ای مردم من فرستاده خداوند به سوی همه شما هستم» و نیز «و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم». قرآن کریم هم چنین در سوره جمعه می فرماید: «او مبعوث به گروه دیگری از مؤمنان نیز هست که هنوز ملحق به این ها نشده اند»؛ یعنی اقوام دیگری نیز که بعد از پیامبر و یاران وفادارش پا به عرصه وجود می گذارند و از سرچشمه زلال قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله سیراب می گردند، در قلمرو بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دارند. در همین رابطه، نقل شده هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این آیه را تلاوت می فرمود، سؤال شد: این ها چه کسانی هستند؟ ایشان صلی الله علیه و آله هم دست خود را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: «اگر ایمان در ثرّیا(ستاره دور دست) باشد، مردانی از این گروه(ایرانیان) بر آن دست می یابند».

دشمنان ونسبت های ناروا به پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگامی که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به دعوت آشکار پرداخت، انواع فشارها به ایشان وارد شد و دشمنان اسلام، در صدد مقبله با پیامبر و مسلمانان برآمدند. یکی از راه هایی که دشمنانِ پیامبر برای کم اثر کردن دعوت آن حضرت و تضعیف روحیه ایشان انتخاب کرد، مسأله استهزا و مسخره کردن بود؛ زیرا آن ها فکر می کردند که با سُخریه و استهزا، کار پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان یکسره می شود، امّا وقتی فهمیدند استهزا اثر نکرد و اسلام هم چنان به رشد سریع و تکامل خود ادامه می دهد، اندیشیدند که می توانند پیامبر صلی الله علیه و آله را با برچسب هایی هم چون ساحر و شاعر و کسی که مطالب خود را از این و آن، یا از افسانه های پیشینیان گرفته، از میدان بیرون کند. توطئه ای که نقش البته نقش بر آب شد و نه تنها مسلمانان را از مسیر حق بازنداشت، که عزم آنان را در پیمودن راه حق و سعادت، راسخ تر ساخت.

بعثت و تحول بزرگ در اعراب

عصر جاهلیت، عصری بود که مردم به کلی از فرهنگ و اخلاق انسانی دور بودند و خشن ترین زندگی را داشتند و با دست خود، دختران معصومشان را با کمال سنگدلی و بی رحمی زنده به گور می کردند. جنگ های قومی و قبیله ای فراوان جریان داشت و از انسانیت و کرامت انسانی خبری نبود. در این زمان، خداوند حجت و ولی خود را برانگیخت تا مردم را از گمراهی ها، کژی ها و جهالت ها برهاند و به سوی حق، راستی، درستی، امانت داری، صله رحم، اخلاق پسندیده، فرهنگ مترقی و پیشرفته و خلق و خوی انسانی و الاهی رهنمون گرداند. به راستی که رسول مکّرم اسلام صلی الله علیه و آله در مدتی کوتاه، آن چنان تحول و انقلابی ایجاد کرد که زندگی اعراب جاهلی را از پرتگاه سقوط اخلاقی و نابودی، به قله کمال و سعادت هدایت نمود.

سنت های حسنه عید مبعث

مبعث، یکی از اعیاد بزرگ امت اسلامی است. در این روز مبارک، شایسته است مسلمانان به پاکیزگی و نظافت بپردازند؛ چرا که علی علیه السلام فرمود: «غسل کردن در روزهای عید، هم سبب پاکیزگی و نظافت کسانی است که برای درخواست حاجت به درگاه خداوند روی می آورند، و هم پیروی از سنت پیامبر اسلام است». پوشیدن لباس تمیز و مناسب، صلوات فرستادن و روزه گرفتن، از دیگر سنت های سفارش شده در این عید بزرگ به شمار می آید. امام صادق علیه السلام درباره روزه داری در روز عید مبعث فرمود: «کسی که در روز بیست و هفتم ماه رجب روزه بگیرد، خداوند ثواب هفتاد سال روزه را به او خواهد داد».

مبعث در کلام امام جواد علیه السلام

عید مبعث، یکی از بزرگ ترین عیدهای اسلامی است که در قرآن و روایات از آن به بزرگی یاد شده است. امام جواد علیه السلام در این باره فرموده اند: «در ماه رجب، شبی است که در آن، از هر آن چه خورشید بر آن می تابد، خیر بیشتری نهفته است، و آن شب بیست و هفتم است که در صبح آن، پیامبر صلی الله علیه و آله برانگیخته گردید. بدانید که بر عمل کننده آن از شیعیان ما، پاداش عمل شصت سال قرار داده شده است».

بعثت در نگاه مولا علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام زیباترین تصویر را از بعثت به جهان پیش از بعثت، ارائه داده و فرموده اند: «خداوند رسولش محمد را در زمانه ای فرستاد که فاصله قطع رسالت های آسمانی و وحی الاهی به درازا کشیده بود. امت ها به خواب بلند غفلت و بی خبری فرو رفته بودند. فتنه، فساد و تباهی عمومیت یافته بود. نظام کارها از هم گسسته بود. آتش جنگ ها شعله می کشید. دنیا تیره بود و فریبکار، خزان زده بود و یأس آفرین. خشکسالی معنوی بود و قحطی حقیقت. نشانه های هدایت فرسوده و پرچم های گمراهی افراشته بود. چهره دنیا بر مردم عبوس گشته بود. حتی دنیاطلبان نیز از سیمای روزگار برمی آشفتند. روزگاری بود که میوه اش فتنه، خوراکش مردار، کسب و کارش آلوده و در دل های مردمانش هراس و در کف هایشان شمشیر قرار داشت. در این هنگام، خداوند، پیامبرش را برانگیخت... و جهان با نور نبوت، روشن شد».

نور رسالت

27 رجب، جلوه بی پایانی بود که شعاع آن، تا کرانه های ناپیدای زمان گسترش یافت. در آن روز شکوفه نبوت گشوده شد. باغ رسالت به بار نشست. ابر سایه گستر و باران رحمت بعثت، چهره جهان را نشاط بخشید. آری، از آن روز که بر فراز «حرا» آیات الاهی بر دل پیامبر نشست و از آن عصر که صبح هدایت با «اقرأ» آغاز شد، نه تنها خانه خدیجه، که جهان با نور رسالت روشن گردید. پیامبر به رسالت مبعوث شد تا عالَم بشری را به سوی سعدت و حیات راستین و عاری از مکر و فریب رهنمون گردد. مبعوث شد تا زندگی مسخ شده مردم را با فطرت آشتی دهد و پیام خدا را بر مردم بازخواند.

بعثت در کلام امام

پرچم دار اسلام راستین، حضرت امام خمینی رحمه الله درباره بعثت چنین فرموده است: «بعثت رسول خدا برای این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند؛ راه این که مردم بتوانند با قدرت های بزرگ مقابله کنند. بعثت برای این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را، تمام این ها را از ظلمت ها نجات بدهد. ظلمات را به کلی کنار بزند و به جای او نور بنشاند. ظلمت جهل را کنار بزند و به جای او نور علم بیاورد. ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جای او عدالت بگذارد... و راه او را به ما فهمانده است. فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمین برادر هستند و باید با هم وحدت داشته باشند؛ تفّرق نداشته باشند».

بعثت در کلام رهبری

مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره بعثت چنین فرموده است: «مسأله بعثت و پدید آمدن این حادثه، مهم ترین مسأله ای است که در طول عمر طولانی بشریت، برای او اتفاق افتاده است. در سرنوشت انسان و تاریخ بشر، هیچ حادثه ای به قدر این حادثه مؤثر نبوده و هیچ لطفی از طرف پروردگار، به عظمت این لطف، بر انسان ها وجود نداشته و امروز آن چه از شعار ما در دنیا مطرح است، همان پیام ها و شعارهای بعثت است. مثل شعار عدالت اجتماعی، آزادگی، علم و دانش، ترقی و تعالی».

مبعث، فصل شکفتن گل بوستان رسالت

سلام بر مبعث، بهاری ترین فصل پهنه گیتی. سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت. سلام بر سالار قافله عشق، محمود، احمد، حضرت محمد صلی الله علیه و آله . محمد صلی الله علیه و آله عصاره آفرینش، خلاصه خلقت و قاموس همه ارزش هاست. وارث یکصد و بیست و چهار هزار «فضیلت» است. مردی که دروازه های نور را به روی بشر گشود و عطر رویش وجودش، باغستان گران قدر توحید را به سبزه و گُل و میوه آراست. پیامبر ما ـ که بر او هزاران درود بادـ هدف آفرینش، عصاره خلقت، یادگار بزرگ خداوند، و اُسوه ای برای همه آزادمردان و نیکان جهان است. هیچ کس چون او خدا را نشناخت و چون او در راه اعتلای کلمه حق درد را جان نخرید. پس بیایید مانیز که پیرو آن عزیزیم، پیامبرگونه زندگی کنیم و رسول وار بیندیشیم؛ باید بکوشیم فاصله ها را با آن حضرت کم کنیم.

بعثت، نوید تزکیه انسان

بعثت، پایه گذار حکومت صالحان در عرصه خاک است. بعثت، سحرگاه امامت و ولایت است. بعثت، نوید تزکیه انسان های شایسته از زشتی هاست. بعثت، عید انسان های جویای حق و عدالت است. بعثت، جشن بزرگ مستضعفان، محرومان، ستم دیدگان و بی یاوران است. بعثت، روز عزت ارزش هاست. بعثت، نعمت خدا بر انسان هاست. پیام خیزش انسان از خاک بر افلاک است. در این روز، خداوند نهر عدالت را در بوستان حیات بشر جاری ساخت و گل های ایمان را در گلستان جان حضرت محمد صلی الله علیه و آله شکوفا کرد. بعثت، گل های ایمان را بر شوره زار دل های سرد و خفته اعراب رویاند و خرافات و اوهام را از سرزمین حجاز، به زباله دان تاریخ سپرد. اینک نیز پیام های ماندگار بعثت، که از منبع وحی سرچشمه می گیرد، رهگشای ما رهروان آن پیامبر نیک سرشت و نکوکار است.

بعثت، عید ختم ناامیدی

مبعث، عید بزرگ نجات از سرگردانی، عید ختم ناامیدی، عید تمایز عدل و ستم، عید بیداری و آگاهی، و عید تعهد و هدایت بزرگ الاهی است. در این روز شریف بود که پیامبر رحمت پس از چهل سال عبادت و راز و نیاز به درگاه خداوند، شایسته ابلاغ رسالت شد و زمزم وحی، در عمق جانش به جوشش درآمد و آفاق را سیراب کرد. در این روز، پیامبر امین، با فرمان «اقرأ» بشر را در آغوش پر مهر دیانت قرار داد و دامنه بعثتش، تا همیشه تاریخ گسترده شد و نام مبارکش، زینت بخش ملک و ملکوت گشت. اینک پس از پانزده قرن، سخن و تعلیم آن یگانه هستی، هم چنان می درخشد، می تابد، می سازد و پرورش می دهد. از این رو، بعثت، نقطه عطفی در زندگی سراسر عزت پیامبر امین بود که آیات الاهی را بر گوش جان انسان ها ترنم کرد و جهل و جور، شرک و بت پرستی را از صحنه زندگی دور ساخت.

مهم ترین پیام بعثت

مهم ترین پیام بعثت، یکتا پرستی و تزکیه نفس است. بعثت، وحی را واسطه زمین و آسمان قرار داد و انسان ها را از سرگردانی در وادی ظلمت و تحیر وارهاند. بر همین اساس است که حضرت امام خمینی رحمه الله می فرمایند: «انگیزه بعثت، نزول وحی... و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصّفا بشوند، از این ظلماتی که در آن ها موجود است تا این که بعد از این که مصّفا شدند، ارواح و اذهان آن ها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند. انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد م ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصّفا کنیم... اگر این توفیق برای همگان حاصل شد، دنیا یک نوری می شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق».

پرتو اشعه بعثت

در پیام بعثت، فطرت پاک و زلال انسانی را یافتمی و رهایی تن و جان را در محتوای ندای پیامبر شناختیم. بر همین اساس است که مقام معظم رهبری درباره آثار بعثت چنین می فرماید: «هیچ حادثه ای از قبیل انقلاب های بزرک، مرگ ها و حیات های ملّت ها، پدید آمدن اشخاص بزرگ ، از بین رفتن اشخاص بزرگ، ظهور مکتب های گوناگون، اهمیتش برای بشریت به اندازه بعثت های انبیا نیست. هم چنان که امروز شما می بینید، ماندگارترین شکل های فکر و ذهن آحاد بشر، همان شکل هایی است که ادیان به آن ها داده اند و تا ابد هم همین طور خواهد بود. اگر چه امروز بسیاری از کسان در عالم هستند که مستقیما خود را در پرتو اشعه بعثت نبی اکرم قرار نداده اند، یعنی غیر مسلمان ها، اما همان ها هم از برکات این بعثت، تاکنون منتفع شده اند».

پیامبر و بعثت از منظر دانشمندان غیر مسلمان

نور هدایت

دکتر کارلایل، نویسنده انگلیسی در مورد شخصیت و تاریخ زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مقاله مفصلی دارد. در بخشی از این مقاله آمده است: «امروز یکی از بزرگ ترین ننگ هاست که کسی از مردم این دوره، به مطالبی گوش دهد که از آن ها گمان رود دین اسلام، بی اساس و پیامبر او محمد صلی الله علیه و آله دروغگو بوده است و بر ماست که علیه این اقوال بی معنا و خجالت آور، قیام کنیم و با این آرای سخیف در جنگ باشیم؛ زیرا رسالتی را که آن پیامبر آورده... هنوز نور هدایتی است که صدها میلیون مسلمان در پرتو آن زندگی می کنند... پس بر ما لازم است که قبل از هر اقدامی، به گفته اش گوش فرادهیم. محمد صلی الله علیه و آله بخشی از زندگانی و ابدیت است که دل طبیعت، آن را آشکار ساخت و چون ظهور و تجلی کرد، مانند فروغی بود که عالم از آن روشنی گرفت».

فروتنی و مهربانی

ویلیام مایر، نویسنده مشهور انگلستان، پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را مظهر فروتنی، مهربانی و بخشش دانسته، چنین می گوید: «از صفات برجسته محمد صلی الله علیه و آله که سزاوار همه گونه تقدیر و در خور تمجید است، دقت و احترامی است که درباره یاران خود، حتی پست ترین آن ها معمول می داشته است. آری، فروتنی و مهربانی و انسانیت و جود و بخشش، در وجودش ریشه دوانده بود و موجب شدت علاقه و محبت اطرافیانش به او شده بود. اصولاً از گفتن کلمه «نه» در موقع خواهش دیگران، بی اندازه بیزار بود و اگر نمی توانست حاجت درخواست کننده را برآورده سازد، خاموشی را بر پاسخ منفی دادن ترجیح می داد... هیچ وقت جز برای خدا و در راه او به احدی زیانی نرساند».

اخلاق نیکو

گروسه، نویسنده معروف فرانسوی، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دارای اخلاق نیکو و جوانمردی دانسته، چنین می نویسد: «وقتی محمد صلی الله علیه و آله قیام کرد، جوانی بود بزرگوار و جوانمرد و با شهامت، که سطح فکرش خیلی بالاتر از محیطی بود که در آن زندگی می کرد. او با اخلاق نیکویش توانست عرب هایی را که سرگرم پرستش بت بودند و در تعصب و جاهلیت به سر می بردند، به عبادت خدای یگانه راهنمایی کند و در پرتو حکومت متحد دموکراسی خود، به هرج و مرج و خون ریزی و تفرقه خاتمه دهد و عادات و صفات نکوهیده آن ها را در ردیف ملل وحشی قرارشان می داد، تغییر دهد و به اخلاق نیکو و صفات عالی مبّدل سازد».

مقام و منزلت ممتاز

مارکس درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و بعثت آن حضرت چنین می گوید: «محمد صلی الله علیه و آله اولین پیغمبری است که تمام گفته هایش پس از رحلتش ضبط و تدوین شده است واز همین جا، شخص می تواند به مقام و منزلت ممتازی که به دست آورده، پی ببرد و دریابد که احادیث و اقوالش، چه پایه ای از صحت و دقت و درستی را حایز است. حقیقت غیر قابل انکار این است که مبعوث شد تا رسالتی را که خلاصه رسالات سابق و مافوق آن ها بود، برای عالم بیاورد. بنابراین، رسالت او دستور ثابتی است برای عالم و آن چه محمد صلی الله علیه و آله آورده یا گفته، با ذوق و فهم امروزی مطابق است».

سزاوار اکرام و احترام

تولستوی، نویسنده برجسته روسی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را شایسته هر گونه اکرام و احترام دانسته، در وصفش چنین می گوید: «شکی نیست که محمد صلی الله علیه و آله از مردان بزرگ و مصلحانی است که در حقیقت خدمت بزرگی به بشر کرده است. همین برای فخر او کافی است که یک ملتی را به نور حق هدایت نمود و آن را وادار کرد که به صلح و آسایش و آرامش بگراید و راه ترقی و مدنیت را به رویش باز کرد. بدیهی است آن چه کرده، عمل عظیمی است که فقط از شخص قوی و با عزمی ساخته است و چنین شخصی، الحقّ سزاوار همه گونه اکرام و احترام است».

راستگو

پروفسور مونته، استاد دانشکده ژنو در رشته زبان های شرقی، درباره ویژگی شخصیتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از جمله صفات صداقت و صراحت آن بزرگوار، چنین اظهار نظر کرده است: «محمد صلی الله علیه و آله دارای اخلاق بسیار عالی و رفتار نیکو و در داوری خود راستگو بوده است. ظاهرترین صفاتش، صحت داوری و صراحت گفتار و معتقد بودن به گفتار و کردار خود می باشد و روش دین محمد صلی الله علیه و آله با آن اخلاص شدیدی که از آن نمایان است، هر محقق و کنجکاو بی غرضی را متعجب و مبهوت می کند».

خاتم پیامبران

دکتر لورا فالیبری، دانشمند ایتالیایی درباره حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین اظهار نظر کرده است: «شکی نیست که در قرون وسطا، دروغ ها و تهمت های زیادی به محمد صلی الله علیه و آله دیانت او نسبت می دادند، ولی در این دوره، این قبیل دشمنی ها بسیار کاهش یافته است و مردمی که طالب حقیقت هستند، فهمیده اند که محمد صلی الله علیه و آله کسی است که عالم را منقلب کرده و خاتم پیامبران است».

دعوت محمد صلی الله علیه و آله

گوستاو لبون، درباره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و دعوت آن حضرت چنین می گوید: «اطاعتی را که محمد صلی الله علیه و آله از یاران و پیروان خود دید، برای هیچ فاتح و فرمانده و پادشاهی میّسر نشد. او اخلاقِ نیک و حکمتی بی مانند و دلی پر از مهر و رحمت داشت. عقل محمد صلی الله علیه و آله از بزرگ ترین عقول بشری و آرای او، از محکم ترین آرا بوده است... دعوت محمد صلی الله علیه و آله ارکان جهان را متزلزل نمود و بر قسمت مهمی از آن مستولی گردید».

نفوذ معنوی و تحریم استعمال الکل

لیک، استاد دانشگاه فرانسه، درباره نفوذ معنوی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می گوید: «یکی از تعالیم بی مانند پیغمبر بزرگوار به مردم، تحریم استعمال مواد الکلی است که به واسطه آن، در مدت چهارده قرن، میلیون ها انسان را از شر این سّم کشنده که خود مخترع آن بودند، نجات داد و همین دستور، یکی از معجزات دین محمد صلی الله علیه و آله است. ما به چشم خود دیدیم که آمریکا برای تحریم الکل، چه کوشش های بیهوده ای نمود و نتیجه ای نگرفت؛ ولی محمد صلی الله علیه و آله با آن نفوذ معنوی و قوه ادبی، توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد».

شخصیت جهانی

مسیو ژان سوئیسی، نویسنده و دانشمند بزرگ قرن بیستم، درباره حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله چنین می گوید: «انسان هر قدر بیش تر به روش زندگانی و اخلاق محمد صلی الله علیه و آله پی می برد. با این که چهارده قرن از بعثت آن گذشته است، می تواند علت توجه و علاقه میلیون ها انسان را به این شخصیت جهانی درک کند و ملتفت می شود که برای چه، محبت و علاقه آن مرد خدا در دل های آن ها تا آن اندازه بوده که جان در راهش داده اند و او را تا آن پایه، بزرگ و قابل ستایش دانسته اند».

منبع : پایگاه حوزه

اعمال شب و روز عيد مبعث

Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames.
اعمال شب و روز عيد مبعث


 

 27 رجب سالروز بعثت حضرت محمد(ص) از روزهای خوب و متبرکی است که اعمالی برای شب و روز آن ذکر شده تا امکان بهره مندی هرچه بهتر و بیشتر از این فرصت معنوی فراهم شود.

 

شب مبعث از شبهای متبرکه است و برای آن اعمالی ذکر شده:

 

* در مصباح از حضرت ابوجعفر امام جواد (ع) روایت شده که فرمود در رجب شبى است که از آنچه که بر آن آفتاب می تابد بهتر است و آن شب بیست و هفتم رجب است که در صبح آن پیغمبر خدا (ص) به رسالت مبعوث شد و براى آن شب اعمالی است که اگر شیعه ای از ما آن اعمال را در آن شب انجام دهد اجر عمل شصت سال می برد.

 

در مورد این عمل آمده: پس از نماز عشاء هر ساعتى از شب را تا پیش از نیمه آن بیدار شو و دوازده رکعت نماز اقامه کن و در هر رکعت حمد و سوره اى از سوره هاى کوچک مفصل ( مفصل ازسوره محمد است تا آخر قرآن) بخوان.

 

نمازها دو رکعتی هستند. پس از هر دو رکعت بعد از سلام؛ هفت مرتبه سوره حمد، هفت مرتبه مُعَوَّذَتَیْن، و سوره های توحید و قُلْ یا اَیُّها الْکافِرُونَ هر کدام هفت مرتبه، و سوره قدر و آیة الکرسى هر کدام را هفت مرتبه بخوان.

 

بعد از اتمام نماز این دعا خوانده شود:

 

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ وَ لَمْیَکُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُکَ بِمَعاقِدِ عِزِّکَ عَلَى اَرْکانِ عَرْشِکَ و َمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ وَ بِاسْمِکَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ وَ ذِکْرِکَ الاْعْلىَ الاْعْلىَ الاْعْلى وَ بِکَلِماتِکَ التّامّاتِ اَن  تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ...

 

ستایش خاص خدایى است که نگیرد فرزندى و نیست براى او در فرمانروایى شریکى و نیست برایش یاورى از خوارى و به بزرگى کامل بزرگش شمار، خدایا از تو خواهم به حق چیزهایى که موجبات عزتت بر پایه هاى عرشت مى باشد و به حق سرحد نهایى رحمتت از کتابت و به نام بزرگتر بزرگتر بزرگترت و به حق ذکرت که والاتر و برتر و اعلى است و به کلمات تام و تمامت....

 

پس بخوان هر دعایى و حاجتی که داری و درود فرست بر محمد و آلش .

 

* انجام غسل در این شب مستحب است.

 

* زیارت حضرت امیرالمؤمنین (ع) که افضل اعمال  شب عید مبعث است.

 

اعمال روز عید مبعث

عید مبعث از جمله اعیاد عظیمه است و روزى است که حضرت رسول (ص) در آن روز به رسالت برگزیده شد . برای این روز  چند  عمل ذکر شده است :

 

* غسل

 

* روزه، روز عید مبعث یکى از چهار روزى است که در تمام سال امتیاز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال.

 

* بسیار صلوات فرستادن.

 

* زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین .

 

شعری زیبا در مورد عید مبعث از ژولیده نیشابوری

عيد مبعث, اعمال عيد مبعث, اعمال روز عيد مبعث

شب گشت و تيرگى همه جا را فراگرفت
 وز نور ماه دامن گيتى ضيا گرفت

در هفده ربيع به شوق وصال حق

 جا در درون غار حرا مصطفى گرفت

مهد صفا به غار حرا تا نهاد پاى

غار حرا ز يمن قدومش صفا گرفت

 


پاسى ز شب گذشت كه از ماوراى عرش

 نورى جهيد و جلوه اش ارض و سما گرفت

روح الامين به غار حرا آمد و بگفت

اين آيه را بخوان كه دل از او جلا گرفت

«اقرأ باسم ربك» يا ايها الرسول

كز خواندنش سزاست ره هر خطا گرفت

بايد براى كُشتَن نمروديان دَهر

 جا در درون آتش عشق خدا گرفت

تا بگسلى ز پاى تو زنجير بردگى

بايد به دست خويش چو موسى عصا گرفت

بهر نجات خلق ز گرداب هَمُّ و غم

بايد ره از جنايت و ظلم و جفا گرفت

محكم ببند دامن همت كه ز امر حق

 بايد به دست خود عَلَم اقتدا گرفت

كاخ بتان خراب كن و كاخ معدلت

 آباد كن كه دست تو را كبريا گرفت

تاج رسالتى كه به فرقت نهاده حق

 ارض و سما ز قدر و بهايش بها گرفت

برخيز گو به خلق جهان اين كلام نغز

 بايد براى درد خود از حق دوا گرفت

بانگى برآر از دل و برگو خدا يكى است

 آن خالقى كه خلق ز وجودش نوا گرفت

«ژوليده» شاد زى كه براى نجات خلق

 احمد به دست خويش كتاب خدا گرفت

 (ژوليده نيشابورى

ایت الله محمد علی  شاه ابادی

آیت الله محمدعلی بیدآبادی، فرزند عالم ربانی آیت الله محمد جواد بیدآبادی، فقیه و مجتهد شیعی مشهور به شاه‌آبادی[۱] و معروف به فیلسوف فطرت، در سال ۱۲۹۲ق ـ ۱۲۵۱ش در محله حسین‌آباد اصفهان به دنیا آمد.

پس از تحصیلات مقدماتی و سطح و فراگیری عرفان نظری و فلسفه نزد میرزا هاشم اشکوری، به نجف رفت و مدت هفت سال شاگرد آخوند خراسانی و میرزا محمدتقی شیرازی بود و از این دو تن و سه تن از مراجع دیگر اجازهٔ اجتهاد گرفت.[۲] از سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۷ق در تهران اقامت گزید و در این مدت به تدریس و امامت جماعت اشتغال داشت. همچنین در این دوران با سید حسن مدرس رابطهٔ نزدیکی داشت. در ماه‌های آخر اقامت در تهران، در اعتراض به حرکت‌های رضاشاه در حرم عبدالعظیم حسنی متحصن شد و پس از آن به درخواست حائری یزدی به قم عزیمت کرد و در آنجا به تدریس فقه و اصول و عرفان پرداخت. از شاخص ترین شاگردان وی در این زمان سید روح‌الله خمینی بود که به مدت هفت سال متون عرفان نظری را نزد وی فراگرفت. در سال ۱۳۵۴ق دوباره راهی تهران شد و در آنجا به تدریس و اقامهٔ نماز جماعت پرداخت.

تلاش‌های وی در تهران، موجب زمینه سازی دیگر فعالیت‌ها و حرکت‌هایی شد که توسط روشنفکران مذهبی پس از شهریور ۱۳۲۰ ادامه یافت. وی علاوه بر علم فقه و اصول، بر ریاضیات و علوم غریبه و بنا به قولی زبان فرانسه نیز مسلط بود.

شاگردان

وفات

آیت الله شاه‌آبادی در روز پنج‌شنبه سوم آذر ۱۳۲۸ ـ سوم صفر ۱۳۶۹ در سن ۷۷ سالگی درگذشت و در حرم عبدالعظیم حسنی دفن شد.


ادامه نوشته

آیت الله شاه آبادی

آیت الله شاه آبادی در آینه خاطرات

شاه‌آبادی در سال 1332 و چند روز پس از كودتای 28 مرداد در تهران دستگیر و زندانی شد؛ اما پس از مدت كوتاهی از زندان آزاد گردید. دستگیری او در این زمان بیش از آنكه سابقه‌ی مبارزاتی وی را نشان دهد؛ حكایت از آن دارد كه وی همانند پدر بزرگوارش مرد علم و عمل بود و دیانت را همراه با سیاست آموخته و عملاً پای در عرصه‌ی مبارزه با جور و جابرین نهاده بود.

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی در شهریور سال 1309 در قم و در بیت عارف كامل؛ آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ محمد‌علی شاه‌آبادی (ره) – استاد عرفان امام خمینی (ره) – به دنیا آمد.

هنگامی كه آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی (ره) به سال 1314 به تهران مهاجرت نمود؛ فرزند چهار ساله‌ی خود را به‌منظور فراگیری قرآن؛ به مكتب‌خانه فرستاد. او بعد از دو سال به دبستان توفیق رفت و تا دوازده سالگی دوره‌ی دبستان را به پایان رسانید.

مهدی شاه‌آبادی كه در سال 1323 به مدرسه‌ی مروی وارد شد و بعد از چهار سال ـ در هجده سالگی ـ به لباس روحانیت ملبس گردید.

یك سال بعد، آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی (ره)؛ پدر و معلم و مراد او كه از مبارزین بزرگ علیه رضاخان و رژیم پهلوی بود، از دنیا رحلت كرد. (1328 ش). او دو سال بعد از وفات پدر به قم عزیمت نمود ؛ اما قریب به یك سال بعد به‌منظور گذراندن دوره‌ی دبیرستان موقت به تهران بازگشت و به‌خاطر هوش و استعداد سرشاری كه داشت، در طول چهارده ماه دوره دبیرستان را به اتمام رساند.

شاه‌آبادی در سال 1332 و چند روز پس از كودتای 28 مرداد در تهران دستگیر و زندانی شد؛ اما پس از مدت كوتاهی از زندان آزاد گردید.

دستگیری او در این زمان بیش از آنكه سابقه‌ی مبارزاتی وی را نشان دهد؛ حكایت از آن دارد كه وی همانند پدر بزرگوارش مرد علم و عمل بود و دیانت را همراه با سیاست آموخته و عملاً پای در عرصه‌ی مبارزه با جور و جابرین نهاده بود.

ایشان در مهرماه همان سال دوباره راهی قم شد و تحصیل علوم دینی را ادامه داد و در پای درس استادانی چون آیت‌الله العظمی بروجردی امام خمینی، آیت‌الله العظمی اراكی؛ آیت‌الله العظمی گلپایگانی و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی به مرتبه‌ی بالای فقاهت و اجتهاد نایل آمد.

ایشان در سال 1350 پس از حدود 21 سال اقامت در قم به تهران آمده و در منطقه‌ی رستم‌آباد شمیران به امام‌جماعت و دیگر خدمات دینی پرداختند و با حضور فعال خود؛ آن مسجد را به كانون فعالیت و رشد نیروهای انقلابی تبدیل نمودند.

از سال 1356 از بانیان جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران و عضو شورای مركزی آن و در عین حال دبیر جامعه‌ی روحانیت مبارز شمیران بود.

او كه با اصرار جمع روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی و تمامی گروه‌ها و احزاب فعال برای اولین دوره‌ی مجلس كاندیدا شده بود با قریب به هفتصد هزار رأی به نمایندگی از مردم تهران به مجلس راه یافت و در طی چهار سال خدمات بسیاری ارائه نمود. در كمیسیون امور قضایی مجلس شورای اسلامی از افراد صاحب‌نظر بود و به‌طور فعال در كمیسیون‌ها شركت می‌كرد.

شاه‌آبادی هرگز مسجد سال‌های قبل خود ـ مسجد رستم‌آباد ـ را فراموش نكرد و كثرت فعالیت و مسئولیت‌های او موجب رها كردن مسجد و خدمات دینی او نگردید. او با حضور مستمر خود در مسجد، مسیر طولانی خیابان پیروزی تا میدان اختیاریه را هر روزه طی می‌كرد و باعث امیدواری مردم منطقه بود.

از دیگر فعالیت‌های او همكاری با سازمان اوقاف و امور خیریه بود كه در این رابطه خدمات قابل توجهی در اوقاف شمیران انجام شد.

ایشان در آخرین سفر به جبهه؛ در روز 5 اردیبهشت 1363 راهی جزایر مجنون شد و در نهایت در غروب پنجشنبه 6 اردیبهشت 1363 هم‌زمان با شب شهادت مولایش موسی بن جعفر امام كاظم (ع) بر اثر اصابت تركش گلوله‌ی توپ متجاوزان بعثی، ندای حق را لبیك گفت و به فیض عظیم شهادت رسید؛ طوبی له و حسن مآب.

در این جا به گوشه ای از خاطرات حاج محمد عرب از اهالی و مبارزان انقلابی رستم آباد حد فاصل 1353 تا 1360اشاره خواهد شد.

حدود سال 1353 فرزند آخوند رستم آبادی فوت كرد. من، به دلیل داشتن موقعیت خانوادگی و اجتماعی ممتاز در محل و همچنین آزادی از زندان و داشتن وقت زیاد، اداره‌ی امور مراسم ختم وی را عهده‌دار شدم.

در تمام مدت مجلس، من دم در از حضار شركت كننده در مراسم ختم، به‌خصوص علمای بزرگ تهران و شمیران استقبال و یا آنها را بدرقه می‌كردم. آقای امام‌جمارانی در هنگام حضور در مجلس ختم در گوشم گفت: از دستگاه دولتی كسی را اینجا به جای حاج شیخ محمدتقی رستم‌آبادی نیاورند، آخر مجلس بیایید صحبت كنیم و یك نفر از بچه‌های فعال و انقلابی را به سرعت انتخاب كنیم.

پس از آن، پدر آقای ابوالحسن طباطبایی جهت انتخاب روحانی، همه‌ی بزرگان را جمع كرد. قبل از آن هم ابوالحسن با آقای جمارانی و آقای ملكی صحبت كرده و به آنها گفت كه اگر خواستند شما كسی را معرفی كنید آقای شاه‌آبادی را معرفی كنید. از طرفی ساواك محل، یكی دیگر را در نظر گرفته بودند و می‌خواستند او را بیاورند كه با این كار دست آنها كوتاه شد.[1]

ما زمینه را مساعد كردیم و روزی یك گروه سی چهل نفری از بچه‌های فعال سیاسی و همفكر و هم‌خط رستم‌آباد همچون تعدادی از كسبه‌ی متدین و هم مسجدی‌های محلی، من، آقای سید ابوالحسن طباطبایی و ابوالقاسم طباطبایی، آقای ولایتی و علی‌محمد نوریان به منزل ایشان واقع در خیابان پیروزی فعلی [2]رفتیم و با سلام و صلوات ایشان را به رستم‌آباد آوردیم.

علمای شمیران از جمله آقایان ملكی و امام‌جمارانی برای تثبیت جایگاه و برای اعلام رسمیت حضور وی، پشت سر ایشان نماز خواندند.

به هر حال شاه‌آبادی آمد ولی خانه‌اش را منتقل نكرد. او رانندگی می‌دانست و فوق‌العاده تند و سریع بود. یكی از دوستان به شوخی می‌گفت: «هر كس كه می‌خواهد آقای شاه‌آبادی را بشناسد سر هر چهارراهی كه بایستد، پنج دقیقه بعد یك ماشین با سرعت رد می‌شود كه راننده آقای شاه آبادی است». زیرا ایشان همیشه با سرعت رانندگی می‌كرد و همیشه همه طرف ماشین ایشان خوردگی داشت؛ ماشینش چراغ هم نداشت.[3]

مسئله بردن و آوردن ایشان هم بود چون زمانی كه ماشین نداشت، عده‌ای تقبل می‌كردند و آقا را برای نماز می‌بردند و می‌آوردند. ولی پس از اینكه به رستم‌آباد آمد، مسیر نزدیك‌تر شد و اهالی هم بسیار خوشحال بودند.

در رستم‌آباد مسجد كوچكی بود كه در مسجدی كوچك‌تر از آن، جلسات قرآن تشكیل می‌شد؛ مجموع  مسجدها را تخریب كردند و مسجد شاه‌آبادی را ساختند كه بعدها تكیه‌ی رستم‌آباد شد.

با آمدن آقای شاه‌آبادی، جوانان زیادی جذب این مركز مبارزاتی شدند. از آن زمان به بعد ما همه وقت در مسجد نزدیك منزلمان پشت‌سر ایشان نماز می‌خواندیم و پسرهایم حسن و حسین به‌خصوص حسن مكبر ایشان بودند.[4] مسجد آقای موسوی خیلی سیاسی نبود، انسان محترم و معمم و بسیار با تقوا و روحانیت در رفتار و كردارش ملموس و قابل مشاهده اما محفل، محفل سیاسی نبود. بر عكس، مسجد شاه آبادی در رستم‌آباد، پاتوق كسانی با افكار دینی و سیاسی بود. به‌طور مثال در ایام محرم، آقای وحید به مسجد دعوت می‌شد، نماز را می‌خواندیم و پس از آن برنامه‌های مذهبی اجرا می‌كردند. برنامه‌هایی با قصد بر هم زدن بنیان حكومتی بیشتر در فكر امثال شاه‌آبادی‌ها بود. تشكیل هیئت امنای مسجد، تأسیس كتابخانه، توزیع و تكثیر اعلامیه‌ها و نوارهای امام و انتخاب ائمه‌ی جماعات فعال و انقلابی برای مساجد مناطق مختلف تهران، از اقدامات آن روحانی مجاهد بود كه باعث شد آن مسجد به یكی از پایگاه‌های انقلاب و سازمانی مبارزاتی تبدیل شود.

در زمره‌ی فعالیت‌های آیت‌الله شاه‌آبادی می‌توان به تشكیل صندوق ذخیره‌ی علوی در محل مسجد صاحب‌الزمان (عج) اشاره كرد كه یكی از اهداف مهم این صندوق تقویت و پشتیبانی مالی از انقلابیون بود. خانواده‌ی افرادی كه به دست طاغوت به زندان می‌افتادند از تسهیلات این صندوق بهره‌مند می‌شدند و با تدابیر آیت‌الله شاه‌آبادی دامنه‌ی فعالیت‌های این صندوق به شهرستان‌ها هم كشیده شد.

تشكیل جلسات هفتگی تفسیر قرآن، در مسجد رستم‌آباد كه افراد تحصیلكرده و دانشگاهی در آن شركت می‌كردند از دیگر فعالیت‌های فرهنگی ایشان بود. با توجه به نحوه‌ی مطالعه و كار بر روی قرآن كه به شكل گروهی و تحقیقی انجام می‌شد ـ كه به واقع یك مجموعه پروژه‌های تحقیقاتی و مطالعاتی هفتگی بود ـ می‌توان به طرز تلقی و تفكر پویای او نسبت به لزوم پژوهش و تحقیق در آموزه‌های دینی رسید. آقای شاه‌آبادی خودش را به بچه محل‌های ما نزدیك كرده بود و حتی در كوه‌نوردی‌های ما بارها شركت داشت. ایشان در مدرسه‌ی قائمیه تفسیر قرآن می‌گفت. من و دكتر ولایتی و دكتر لواسانی در آن شركت می‌كردیم. دكتر غرضی هم از اعضای این جلسه بود كه قبل و بعد از انقلاب شركت می‌كرد. او تفسیر قرآن می‌گفت. دكتر لواسانی كه خود نیز مفسر قرآن بود به احترام روحانیت در جلسه‌ی تفسیر شاه‌آبادی شركت می‌كرد.

از ویژگی‌های شاه‌آبادی رفاقت نزدیكش با مبارزین و طلاب زندانی و شكنجه شده توسط ساواك بود. در شب اول آزادی، آقایان كروبی و معادیخواه، آقای دكتر نوریان، آقای شاه‌آبادی و دكتر ولایتی نزد آنها رفتند. آنها توضیح دادند كه در داخل زندان چه‌طور تغییرات و تفكرات التقاطی برای گروه‌های منافقین به وجود آمده است. برخی از آنها گرایش‌های خاصی به افكار لنین، استالین و به اصطلاح چپی‌ها پیدا كرده‌اند. [5]

در آن روزها كه نگران معیشت خانواده و همكاری جدی‌ام در گسترش مبارزات بودم، خود را ناچار به ترك تهران می‌دانستم اما آقای شاه‌آبادی چندان علاقه‌ای به این كار نداشت.

سابقه‌ی زندان و پرونده‌های متعدد ساواك، دیگر اجازه‌ی فعالیت در ارگان‌های وابسته به دولت را نمی‌داد. با آنكه آقای شاه‌آبادی و دوستانش یكی از خانم‌های مبارز را كه آن روزها در بوتان گاز مقامی داشت، برای رفتن من راضی كردند، به‌طور مستقیم ساواك را در جریان نگذاشتند، بالاخره شناسایی شدم.

سال 1354 روزی هم آقای طباطبایی برای آنكه یادی از گذشته و فعالیت‌های دسته‌جمعی كرده باشد ؛ جمعی از دوستان قدیمی ما از جمله آقایان شاه‌آبادی، لواسانی، موحدی ساوجی، حائری فومنی و دكتر ولایتی، كلاهدوز، ودادی، سید ابوالحسن طباطبایی و برادرش را دعوت و مرا نیز از دلتنگی رهاند و چراغ را خاموش و دسته‌جمعی نوار سخنرانی دكتر شریعتی پیرامون حق كارگر را گوش دادیم.

حدود سال 1355 منزلی در حوالی خیابان امام داشتم. زمین آن را خریده و مشغول ساخت آن بودم. طبقه‌ی اول و زیر زمینش تقریباً ساخته شده بود كه شبی آقایان شاه‌آبادی و ولایتی و طباطبایی‌ها و لواسانی و ودادی و كلاهدوز دسته‌جمعی از شمیران به منزل ما در قم آمدند. سپس خواستند از منزلی كه در حال ساخت آن بودیم، دیدن كنند. رفتیم و دیدند و آنجا به من پیشنهاد كردند كه یك طبقه را برای یك خانواده‌ی نیازمند زندانی اضافه كنیم. گفتم: «پول ندارم». گفتند: «ما برای شما از صندوق جاوید تهران وام می‌گیریم به صورت قسطی و این طبقه را بساز». من هم قبول كردم و بدون هیچ امضایی توسط آقای بهاور برای من 25 هزار تومان وام گرفتند و سفته‌هایش را هم آقای لواسانی امضاكردند. من هم یك طبقه ساختم و اواخر 1356 ساختمان تمام شد. قبل از اینكه خودم به این خانه نقل مكان كنم، زیر زمین آنجا در اختیار بچه‌های مبارز و انقلابیون آقایان قمی، خوشرو و نكویی و.... قرار داشت. آن زیرزمین مركز اطلاعیه و كتاب بود.

پس از شانزده ماه كار در شهرداری قم، شبی هنگام ورود به منزلم همسرم به من گفتند: «آقای ولایتی چند بار در تماس تلفنی جهت موضوعی مهم، با نگرانی سراغ شما را گرفته‌اند». من به سختی همان شب با دكتر تماس گرفتم. او پس از احوال پرسی مختصر، با اشاره به شرایط و وضعیت روز گفت: «آقای موسوی مرا به عنوان وزیر خارجه معرفی كرده و باید به وضعیت وزارت خارجه سر و سامان بدهم». ایشان در ادامه گفتند: «با آقای شاه‌آبادی و تنی چند از دوستان مشورت كرده و تصمیم گرفته‌ایم كه در وزارت خارجه شما به عنوان معاون امور مالی و اداری عهده‌دار كارها شوید». من در جواب گفتم: «دكتر من نه سیاسی هستم و نه تا به حال وزارت‌خارجه رفته‌ام، چرا باید به آنجا بیایم. كسی را انتخاب كنید كه از كار سیاست خارجه و وزارت‌خارجه سر در بیاورد». ایشان گفت: «مگر من خودم سابقه‌ی وزارت‌خارجه دارم! من هم مثل شما هستم». گفتم: «من شانزده ماه است كه شهردار قم هستم، كارهای زیادی روی زمین مانده و به دنبال اسكان جنگ‌زده‌های جنوب و راه‌اندازی آب و برق قم هستم. خیابانهای قم خراب است و شهر از سی سال پیش تا به حال هیچ تحولی پیدا نكرده و امكاناتش به روز نیست». دكتر ولایتی گفت: «حرف آخرت را بزن می‌آیی یا بیاییم و شما را بیاوریم». من چیزی نگفتم. گفت: «به حاج خانم بگو فردا آبگوشت بار بگذارد، من و شاه‌آبادی و دوستان دیگر و آقای ناطق هم پس از ایراد سخنرانی‌اش كه پیش از خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران است، به قم خواهیم آمد». من هم گفتم: «از دیدن دوستان خوشحال می‌شوم». در همان شب به حاج علی آقا محمدی مسئول ستاد نمازجمعه‌ی قم و آقای حسین مشكینی خبر دادم و به دستور آیت‌الله مشكینی قرار شد سخنران پیش از خطبه‌های قم، وزیرخارجه‌ی جدید باشد كه خیلی هم مورد استقبال او و دیگر دوستان ستاد واقع شد. فردا صبح دكتر ولایتی و آقای شاه آبادی به جایگاه نمازجمعه وارد شدند. آنها با حاج علی محمدی موضوع را در میان نهادند. ایشان به آنها تذكر داد كه آقای مشكینی راضی به رفتن ایشان نیست. پس از سخنرانی، آقایان دكتر ولایتی و شاه‌آبادی و محمدی مسئله را با آقای مشكینی در میان نهادند.

استدلال آنها بر این نكته استوار بود كه ما هیچ‌كدام سابقه‌ی كار عملی در وزارتخانه نداشتیم اما عرب با داشتن سابقه‌ی فعالیت‌های اجرایی و مدیریت، توانایی اداره‌ی وزارت خارجه را دارد. پس از صحبت‌هایی، آقای مشكینی به من گفتند كه حضور شما در وزارت خارجه الزامی است؛ من نیز پذیرفتم.

من و دكتر ولایتی و آقای شاه‌آبادی برای ناهار وارد منزل شدیم. در منزل سراغ آقای ناطق‌نوری را گرفتیم كه همسرم در پاسخ گفت: آقای ناطق در اتاق، زیر كرسی خوابیده است. خیلی خنده‌ام گرفت. چون قرار بر این بود كه آقای ناطق پس از سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران به قم و به منزل ما بیاید تا با ولایتی و شاه‌آبادی به محل نمازجمعه برویم و با آقای مشكینی صحبت كند، اما وقتی كه به منزل ما رسید و متوجه شد كه آقای ولایتی و شاه‌آبادی برای مذاكره رفته‌اند، مطمئن شد كه كار انجام شدنی است؛ رفت و زیر كرسی خوابید. من هم از فرصت استفاده كردم و با دوربینی كه دم دست داشتم از او در آن حال عكس گرفتم. به هر حال یك ناهار دسته‌جمعی خوردیم و آقای ناطق، وزیر كشور، یادداشتی برای من نوشت كه با حفظ سمت قبلی به وزارت خارجه بروم و از من قول گرفت تا زمانی كه هنوز شهردار جدید پیدا نكرده، هفته‌ای دو سه بار به قم بیایم تا كارها عقب نیفتد. پس از یك ماه و نیم آقای سلطانی به عنوان شهردار انتخاب شد. سپس در وزارت خارجه در تاریخ 29/9/1360 حكم مرا صادر نمودند و در روزنامه‌ انتصاب من به سمت معاونت پشتیبانی (اداری مالی) اعلام شد.

آقای موسوی لاری نیز بیان داشت [6] كه از دوران حضور در مجلس اول با آقای شاه آبادی آشنا شده. آقای شاه آبادی قبل از اینكه یك سیاست مدار و یا یك فرد مجلسی و مدیر اجتماعی باشد یك روحانی به تمام معنا بود. در مسجد و اقامه نماز و سخنرانی و ... با مردم به طور مستقیم ارتباط داشت و در همه حال به افراد نیازمند در هر زمینه ای كمك می كرد.

در زمان جنگ آقای شاه آبادی با توجه به موقعیت اجتماعی و رابطه دوستی با افرادی همچون آقایان خامنه ای، رفسنجانی و محلاتی و ... نقش به سزایی در تصمیم گیری ها و تشویق مردم به حضور و كمك به جبهه داشت. 

روزی آقای شاه آبادی از آقای موسوی لاری پرسید: تو در تهران خانه داری؟ جواب داد: نه آقای شاه آبادی گفت: چرا به من نگفتی؟ جواب داد: من از وضع موجود شكایتی ندارم در نتیجه نیازی به بیان نبود. 

بعد از مدتی آقای شاه آبادی به آقای موسوی لاری اطلاع داد كه همراه با چهل هزار تومان به دفتر خانه ای واقع در حوالی میدان انقلاب خیابان امیرآباد رفته و سندی را امضا كند. گفت: برای چه؟ آقای شاه آبادی گفت: برایت از اداره اوقاف حدود چهارصد متر زمین واقع در پاسداران رو به روی برج گرفتم. آقای موسوی لاری از ایشان تشكر كرد.

در همان روزها آقای احمد عطاری یكی از دوستان صمیمی آقای موسوی لاری از ایشان در مورد آقای شاه آبادی و زمین سوال كرد. آقای موسوی لاری گفت: تو از كجا می دانی؟ گفت: وقتی برای خانه دار شدن خودم نزد آقای شاه آبادی رفتم سفارش تو را هم كردم.

آقای موسوی لاری كه قصد ماندن در تهران را نداشت با آقای اعتمادیان رئیس اداره اوقاف تماس گرفته و گفت: ضمن تشكر از لطف شما و آقایان شاه آبادی و عطاری خواستم به اطلاع شما برسانم كه من این زمین را نمی  خواهم. آقای اعتمادیان با تعجب گفت: چرا ؟ موقعیت خوبی است. جواب داد: من بنا ندارم در تهران بمانم. آقای اعتمادیان گفت: اگر می خواهی از تهران بروی برو اما می توانی این زمین را داشته باشی. آقای موسوی لاری گفت: نه تصمیم خودم را گرفتم.

آقای موسوی لاری وقتی سر میز ناهار موضوع را با دوستان خود آقایان عطاری و زنگنه در میان گذاشت آقای زنگنه با ناراحتی گفت: چرا این كار را كردی برو بگو زمین را به من بدهند. با اصرار فراوان ایشان آقای موسوی لاری با آقای اعتمادیان تماس گرفت اما آقای اعتمادیان گفت: همان لحظه كه شما انصراف دادید زمین را به شخص دیگری واگذار كردم.

 

*   كارشناس ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی، پژوهشگر پژوهشكده اسناد

 

منابع



[1]. سید ابوالحسن طباطبایی در گفتگو با حسین روحانی صدر (25/12/1384)این مطلب را تائید كرده است.

[2]. پس از شهادت ایشان، حوزه‌ی علمیه‌ شد.

[3]. ما یك هیئت امنا در مسجد رستم‌آباد انتخاب كردیم. مركب از پنج نفر از افراد مسنی كه از مسلمانان معتقد به امام و مبارزه با رژیم شاه بودند و این پنج نفر را به عنوان هیئت امنای مسجد به اوقاف معرفی كردیم و این سلاح را با تلاشی كه برای انتخاب افراد صالح كردیم، از دست رژیم گرفتیم. در نتیجه آقای شاه‌آبادی، چه وقتی كه در زندان بودند و چه در تبعید و مبارزه، در میان مردم آن منطقه، به عنوان امام‌جماعت و رهبر مسلمانان انقلابی شرق شمیران شناخته شده بودند. یكی از خاصیت‌های هیئت امنا هم این بود كه هر زمان آقای شاه‌آبادی به زندان می‌رفتند، دستگاه یا دسته‌ی طرفدار دستگاه نمی‌توانستند فرد دیگری را جانشین ایشان كنند و با نفوذی كه این هیئت داشت، چنین كاری برای آنها ممكن نبود. (عبدالكاظم مجتبی‌زاده، زندگی و مبارزات حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی شاه‌آبادی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 82 )

[4]. در بدو ورود به این روستا، جهت تعمیر و نوسازی بنای مسجد، دست به كار شد و خود شخصاً در امور مربوط به بنایی مسجد شركت كرد. تعمیرات مسجد كه غالباً پس از نماز مغرب و عشا به انجام می‌رسید، با موعظه‌های مذهبی و اجتمای حجت‌الاسلام شاه‌آبادی همراه بود. وی در مدت امامت مسجد اعظم رستم‌آباد موفق شد این مكان را به پایگاه مبارزه علیه رژیم تبدیل كند و حركت‌ها و فعالیت‌های بی‌شماری را در حوزه‌ی مسایل سیاسی و نظامی، از این مسجد برنامه‌ریزی و هدایت كند. در كنار این فعالیت‌ها، مسجد اعظم رستم‌آباد، جذب و هدایت جوانان متعهد منطقه، تشكیل جلسات مذهبی در كنار تهیه و تكثیر اعلامیه‌ها و نوارهای حضرت امام كه از نجف اشرف ارسال می‌شد، بخشی از فعالیت‌های شاه‌آبادی در منطقه بود. (عبدالكاظم مجتبی‌زاده، زندگی و مبارزات حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی شاه‌آبادی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 80)

[5]. دكتر علی محمد نوریان در گفتگو با حسین روحانی صدر (بهار و تابستان 84) این مطلب را تائید كرده است.

[6] حسین روحانی صدر گفتگو با سید عبدالوهاب موسوی لاری(16/1/91)